شنبه ۷ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۴
کد مطلب : 11730
جالب است ۰
از میزهای مذاکره مسقط و ژنو تا راهروهای ساختمان وزارت خارجه، از تماس‌های نه‌چندان ایمن دیپلماتیک تا امضای یک سند سرنوشت‌ساز؛ همگی تیترهای روایتی از یک سال سخت در دیپلماسی ایران است. جایی که بارش موشک‌ها و ترورهای متعدد، نتوانست دستگاه دیپلماسی را منفعل کند و در این ۴۰ روز نه دیپلماتی از ایران گریخت، نه نشست خبری تعطیل و نه کانال‌های ارتباطی قطع شد.
جنگی که دیپلماسی را نشکست؛ روایت یک سال ایستادگی در سیاست خارجی
به گزارش کارآفرينان نيوز نخستین گزارش بررسی عملکرد وزارت امور خارجه در یک‌سالی که از عمر دولت چهاردهم گذشت، درباره تکاپوی موازی در عرصه‌های مختلف نظام بین‌الملل بود. این تکاپو اما از ۹ اسفند ۱۴۰۴ وارد عرصه تازه‌ای شد؛ عرصه‌ای که در آن وزارت امور خارجه و تمام ارکان و ظرفیت‌های آن تمام قد در کنار مردم و نیروهای نظامی کشور ایستاد تا از کیان ایران حراست کند. این گزارش به بررسی دورانی فشرده اما پرتلاطم از نیمه دی‌ماه ۱۴۰۴ تا شهریور ۱۴۰۵ می‌پردازد؛ دورانی که جنگی چهل روزه، آتش‌بس و تفاهمی شکننده را شاهد بودیم؛ از آخرین تلاش‌های دیپلماتیک برای جلوگیری از جنگ، تا ۴۰ روز جنگ نابرابر تا مسیر دشوار رسیدن به آتش‌بس و تفاهم اسلام‌آباد.
خبر ذخیره‌سازی شده توسط در تاریخ ۱۴۰۵۰۶۰۶-۱۳:۰۲

آخرین تلاش دیپلماتیک، پیش از سایه جنگ (نیمه دی تا ۹ اسفند ۱۴۰۴)

از نیمه دی‌ماه ۱۴۰۴، به واسطه برخی اعتراض‌های داخلی در ایران، فشارهای بین‌المللی بر ایران افزایش چشم‌گیر یافت و به بهانه‌ای برای آغاز سلسله تهدیدهای «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا علیه تهران تبدیل شد. تهدیدهایی که اغلب با ادعای حمایت از مردم ایران صورت می‌گرفت، با اعزام ناوهای جنگی و گسیل تسلیحات قابل توجه به منطقه جدی‌تر از همیشه شد تا کشورهای منطقه به تکاپوی جلوگیری از جنگی تازه در غرب آسیا بیافتند. مجموعه این تلاش‌هایی که از سوی همسایگان ایران از جمله ترکیه و قطر آغاز شد؛ سرانجام دور تازه‌ای از گفت‌وگوهای هسته‌ای میان ایران و آمریکا را رقم زد که خرداد ماه همان سال با بمباران ایران از سوی رژیم اسرائیل و آمریکا ناتمام مانده بود.
دور نخست مذاکرات با محوریت برنامه هسته‌ای ایران، به صورت غیرمستقیم و با میانجیگری «بدر البوسعیدی» وزیر خارجه عمان در حالی در مسقط عمان آغاز شد که از سوی ایران «سیدعباس عراقچی» پشت میز نشست و «استیو ویتکاف» و «جرد کوشنر» نمایندگان ترامپ بودند. هیئت ایرانی، ۱۷ بهمن‌ماه راهی مسقط شد تا نخستین دور از سه دور مذاکرات فشرده را با میانجی‌گری آغاز کند. عراقچی پیش از ورود به این دور تأکید کرد ایران با چشمانی باز و بدون فراموش‌کردن رویدادهای سال گذشته وارد این مسیر می‌شود، با حسن‌نیت اما بدون کوتاه‌آمدن از حقوق خود.
سه دور گفت‌وگوی میان ایران و آمریکا در حالی برگزار شد که نشانه‌هایی از عدم وجود اراده جدی در کاخ سفید برای به نتیجه رساندن آن وجود داشت
بمباران ایران در میانه گفت‌وگوهای دیپلماتیک بهار سال گذشته بر مذاکرات زمستان سایه سنگینی انداخته و میزان اعتماد ایران به گفته‌ها و خواسته‌های دوطرف را در کمترین میزان خود ترسیم کرده بود. با این همه اما تهران در تصمیم خود برای فرصت دادن به دیپلماسی مصمم بود و از این رو دور دوم مذاکرات این بار در ژنو سوئیس اما به میزبانی و میانجیگری سفارت و وزیر خارجه عمان برگزار شد. دور دوم، در فضایی که وزیر خارجه عمان آن را سازنده توصیف کرد، ۲۷ بهمن‌ماه برگزار شد.
تیم ایرانی در همه این مراحل تاکید کرد که دامنه گفت‌وگوها محدود به برنامه هسته‌ای است و مسائلی مانند برنامه موشکی یا سیاست منطقه‌ای ایران در دستور کار نیست. سومین و از نظر عراقچی جدی‌ترین دور مذاکرات، هفتم اسفندماه در ژنو و طی دو نشست صبح و عصر به‌مدت نزدیک به شش ساعت برگزار شد. وزیر خارجه پس از پایان این دور اعلام کرد ایران و آمریکا وارد عناصر اصلی یک توافق - هم در حوزه هسته‌ای و هم در حوزه رفع تحریم‌ها - شده‌اند و قرار شد تیم‌های فنی از دوشنبه بعد کار خود را در وین آغاز کنند و دور چهارم ظرف یک هفته برگزار شود.
سه دور گفت‌وگوی میان ایران و آمریکا در حالی برگزار شد که نشانه‌هایی از عدم وجود اراده جدی در کاخ سفید برای به نتیجه رساندن آن وجود داشت و شاید مهمترین نشانه آن فرستادن تاجران املاکی چون ویتکاف و کوشنر به مذاکراتی در این سطح به جای دیپلمات‌های آمریکایی بود. مجموعه این نشانه‌های سبب شد که وزیر خارجه عمان در پایان نشست سوم و با درکی که از روند مذاکرات به دست آورده بود؛ راهی واشنگتن شود و درباره سومحاسبه احتمالی آمریکا در قبال ایران هشدار دهد. هشداری که در آن مقطع از سوی «جی‌دی‌ونس» معاون رئیس‌جمهور آمریکا جدی گرفته نشد تا بعدها، ونس برای بازگرداندن ایران به همان میز مذاکراتی، راه طولانی واشنگتن تا اسلام‌آباد را طی کند.
جنگی که دیپلماسی را نشکست/روایتی از یک سال جنگ، مذاکره و تفاهم در سیاست خارجی
نشانه دیگری از عدم جدیت آمریکا در مذاکرات، همانگونه که اشاره شد؛ ارسال تجهیزات نظامی گسترده به منطقه بود که موجب شکل‌گیری تلاش‌های موازی دیگری از سوی کشورهای منطقه، برای جلوگیری از جنگ شد. در حالی که آمریکا نیروهای گسترده‌ای را به خاورمیانه اعزام کرده بود، مقامات کشورهای مختلف منطقه از طریق تماس‌های مکرر تلفنی با واشنگتن و تهران کوشیدند فضا را برای جلوگیری از جنگ حفظ کنند. مقام‌های وزارت خارجه در همین ایام به‌طور مستقیم به آمریکا هشدار دادند که هرگونه اقدام نظامی هزینه‌های سنگینی به همراه خواهد داشت؛ هشدارهایی که در قالب بیانیه‌ها و تماس‌های دیپلماتیک با متحدان منطقه‌ای آمریکا نیز منعکس شد تا زنجیره فشار برای بازداشتن واشنگتن از حمله کامل شود.
در حالی که آمریکا نیروهای گسترده‌ای را به خاورمیانه اعزام کرده بود، مقامات کشورهای مختلف منطقه از طریق تماس‌های مکرر تلفنی با واشنگتن و تهران کوشیدند فضا را برای جلوگیری از جنگ حفظ کنند.
عراقچی ۱۹ بهمن ماه در واکنش به آرایش نظامی آمریکا تاکید کرد که این حضور نظامی آن‌ها در منطقه ما را نمی‌ترساند. ما اهل دیپلماسی هستیم، اهل جنگ هم هستیم؛ اهل جنگ هستیم نه به این معنا که دنبال جنگ باشیم، اتفاقاً اهل جنگیم و آماده جنگیم تا کسی جرأت نکند با ما بجنگد. اهل دیپلماسی هستیم چون اهل منطق هستیم، چون حرف داریم و منطق داریم.
مجموعه تلاش‌های دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران و منطقه نتوانست عطش ماجراجویی رژیم اسرائیل و آمریکا را رفع کند و تنها یک روز پس از پایان دور سوم مذاکرات - در حالی که تیم‌های فنی قرار بود کار خود را آغاز کنند - نهم اسفندماه ۱۴۰۴ (۲۸ فوریه ۲۰۲۶)، آمریکا و اسرائیل حمله گسترده خود را علیه ایران آغاز کردند. نخستین حملات خانه و محل کار رهبر معظم انقلاب را در حالی هدف گرفت که وزیر امور خارجه برای ارائه گزارشی درباره گفت‌وگوها در آن مجموعه حضور داشت.

ایستادگی دیپلماسی در بحبوحه جنگ چهل‌روزه

آنچه در چهل روز پس از آغاز جنگ بر دستگاه دیپلماسی ایران گذشت، بخشی است که به گفته خود وزیر امور خارجه، محک بسیار خوبی برای کارکرد این نهاد در شرایط بحرانی بود. عراقچی در بازخوانی آن روزها، رویدادی شخصی را نیز روایت کرد: «در روزی که برای ارائه گزارش مذاکرات ژنو به دفتر رهبر انقلاب رفته بودم، همان ساختمان هدف حمله قرار گرفت؛ بخشی از بنا تخریب شد اما من در سمت دیگر ساختمان جان سالم به در بردم.»
به گفته او، «رهبر شهید با وجود فضای جنگی سنگین و استقرار گسترده نیروهای نظامی آمریکا در منطقه، ترجیح داد در دفتر خود بماند و به پناهگاه نرود.» ترورهای متعدد مقامات جمهوری اسلامی ایران در جنگ ۴۰ روزه و اینکه هرآن امکان شهادت هریک از اعضای تیم دیپلماسی ایران وجود داشت، سبب نشد که ساختمان‌های وزارت امور خارجه در مرکز تهران تخلیه شود. به گفته وزیر امور خارجه از همان روز ابتدای جنگ همه وزارت خارجه در محل کار ماندند تا هر یک با شیوه‌ای صدای مظلومیت مردم ایران و روحیه مقاومت کشور را به گوش جهانیان برسانند.
عراقچی در مراسم گرامیداشت وزیران خارجه شهید کشور، با تاکید صریح از همکاران خود دفاع کرد و گفت که «در این دوره هیچ مسئولی، چه در تهران و چه در نمایندگی‌های ایران در خارج از کشور، نه از سمت خود استعفا داد، نه محل کارش را ترک کرد، نه به کشور دیگری پناهنده شد.» به گفته وی، حتی تلاش شد نام یک دیپلمات که ماه‌ها پیش از جنگ، ماموریتش به پایان رسیده بود، به‌عنوان نمونه‌ای از پناهندگی دیپلمات‌های ایرانی جا زده شود؛ اتهامی که به گفته وزیر خارجه، بی‌پایه از آب درآمد.
جنگی که دیپلماسی را نشکست/روایتی از یک سال جنگ، مذاکره و تفاهم در سیاست خارجی
نشست‌های خبری سخنگوی وزارت خارجه، برخلاف انتظار بسیاری، در بحبوحه بمباران‌ها تعطیل نشد. «اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه هر دوشنبه با وجود بمباران پایتخت، پاسخگوی پرسش‌های خبرنگاران بود تا مردم از تمام تصمیمات و اقدامات وزارت امور خارجه آگاه باشند. گاهی این جلسات به تناسب موقعیت و موضوع در مناطق بمباران شده از جمله مدرسه‌ای در تهران برگزار می‌شد تا صدای مظلومیت مردم ایران رساتر از همیشه به گوش جهان برسد. سفارتخانه‌ها و سفیران ایران در سراسر جهان، در فضای مجازی و در تعاملات حقیقی خود با رسانه‌ها و افکار عمومی کشورهای میزبان، تلاش کردند روایت مظلومیت مردم ایران را منعکس کنند؛ رویکردی که وزیر خارجه بعدها آن را پیروزی در جنگ دیپلماسی عمومی و رسانه‌ای توصیف کرد.
«اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه هر دوشنبه با وجود بمباران پایتخت، پاسخگوی پرسش‌های خبرنگاران بود تا مردم از تمام تصمیمات و اقدامات وزارت امور خارجه آگاه باشند.
تماس‌های تلفنی دیپلماتیک با کشورهای جهان، به‌رغم خطرات امنیتی بالای این ارتباطات در دوران جنگ، ادامه یافت؛ رویکردی که بر اساس روایت رسمی، در کنار پایداری نیروهای مسلح در میدان نبرد، از فروپاشی کانال‌های بین‌المللی ایران جلوگیری کرد.
به تصریح وزیر امور خارجه؛ دستگاه دیپلماسی در این ایام ماموریت خود را جدا و متفاوت از ماموریت میدان ندید و هرجا لازم بود ایستاد و مقاومت را تبیین کرد و هرجا نیاز شد مذاکره را انتخاب کرد.

مدیریت منطقه در میانه بحران

در میانه این بحران‌ها اما بیش از هر زمان دیگری نیاز بود تا موضوعی برای کشورهای همسایه ایران روشن شود و آن تفکیک میان اصول همجواری با مفهوم حراست از کیان کشور بود. آمریکا با سواستفاده از شرایط کشورهای حاشیه خلیج‌فارس و با ادعای ایجاد امنیت برای آن‌ها، پایگاه‌های نظامی بزرگی در خاک آن‌ها ایجاد و برای حمله به همسایگان این کشورها استفاده می‌کرد. موضوعی که گرچه در جنگ‌های پیشین آمریکا در عراق و افغانستان چندان تبعاتی برای آن‌ها نداشت اما این‌بار تهران درباره این سواستفاده پیش از آغاز جنگ هشدارهای جدی به کشورهای منطقه داده بود؛ به گونه‌ای که رهبر شهید ایران در آخرین سخنرانی خود پیش از آغاز جنگ به صراحت اعلام کرده بود که آغاز جنگ علیه ایران به معنای آغاز جنگ در منطقه خواهد بود. این مهم را وزیر امور خارجه در گفت‌وگوهای خود با سران و اُمرای این کشورها هم به صراحت و تاکید تکرار کرده بود.
از نخستین ساعات حمله نظامی آمریکا علیه ایران، پایگاه‌ها و مقرهای استقرار نیروهای آمریکایی در خاک این کشورها مورد حمله ایران قرار گرفت. این حملات با کیفیت و کمیت متفاوتی به پایگاه‌های آمریکا صورت گرفت و گرچه در ابتدا تلاش‌هایی برای تثبیت این گزاره انجام می‌شد که تهران در حال حمله به همسایگان خود است اما تکرار قاطع و صریح و شفاف این مهم که حملات به پایگاه‌های آمریکایی بوده و مطابق با قوانین جنگ است، سبب شد استدلال شماری از کشورهای همسایه درباره این موضوع با تردیدهایی مواجه شود.
مدیریت بحران؛ شاید بهترین توصیفی باشد که روند تحولات شکل گرفته میان ایران و همسایگان خود در طول جنگ چهل روزه را نشان دهد. جایی که با وجود همه درگیری‌ها، سفیری از ایران اخراج نشد، سفارتخانه‌ها با هر کیفیتی به کار خود ادامه دادند، با وجود تلاش‌های کشورهایی مانند بحرین (با فشار و خواست آمریکا و رژیم اسرائیل) قطعنامه‌ای درباره این حملات علیه ایران تصویب نشد و در نهایت شماری از این کشورها خود به میانجی مذاکراتی ایران و آمریکا تبدیل شدند و شماری دیگر برای جلوگیری از آغاز هر نوع درگیری تازه‌ای حتی با ترامپ به مخالفت هم برخاستند.
جنگی که دیپلماسی را نشکست/روایتی از یک سال جنگ، مذاکره و تفاهم در سیاست خارجی

از آتش‌بس شکننده تا تفاهم اسلام‌آباد

نخستین آتش‌بس میان ایران و آمریکا و رژیم اسرائیل، ۱۹ فروردین‌ماه ۱۴۰۵ (۷ آوریل ۲۰۲۶) و به‌مدت دو هفته برقرار شد؛ آتش‌بسی که هدف آن، فرصت‌دادن به راهکارهای دیپلماتیک برای پایان قطعی جنگ بود و میانجی انتخاب شده برای این فرصت؛ پاکستان. انتخاب اسلام‌آباد به عنوان میانجی مذاکراتی از سوی دستگاه سیاست خارجی ایران، ریشه در عوامل بسیاری داشت که شاید مهمترین آن اعتماد هر دو طرف مذاکراتی به این کشور بود. ترامپ، «شهباز شریف» و «عاصم منیر» نخست‌وزیر و فرمانده ارتش پاکستان را می‌ستود و ایران هم به سبب نزدیکی‌های تاریخی و همسایگی و نیز سیاسی، به اسلام‌آباد اعتماد کرد. سه روز بعد، ۲۲ فروردین، نخستین دور مذاکرات مستقیم تهران-واشنگتن پس از آتش‌بس، در اسلام‌آباد پاکستان و به ریاست محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، در برابر هیئت آمریکایی به سرپرستی جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، برگزار شد؛ دوری که بدون توافق نهایی به پایان رسید اما مسیر گفت‌وگو را باز نگه داشت.
بررسی محتوای سند ۱۴ بندی اسلام‌آباد نشان می‌دهد که چرا بیشینه تحلیلگران و سیاستمداران آن را به نفع ایران و دستاوردی راهبردی دستگاه دیپلماسی ارزیابی می‌کنند.
در ادامه این روند و در پی دعوت رسمی پاکستان، وزیر امور خارجه شخصاً به اسلام‌آباد سفر کرد و در چهارم اردیبهشت‌ماه با نخست‌وزیر، وزیر امور خارجه و فرمانده ارتش پاکستان دیدار و گفت‌وگو کرد. اسحاق دار، وزیر خارجه پاکستان، در تماس‌های مکرر با عراقچی بر اهمیت گفت‌وگوی پایدار برای رسیدگی به مسائل معوقه و پیشبرد ثبات منطقه‌ای تاکید کرد. آتش‌بس دو هفته‌ای اولیه، بیست‌ویکم فروردین از سوی رئیس‌جمهور آمریکا به‌صورت نامحدود تمدید شد؛ گامی که فضای لازم برای تکمیل مذاکرات فراهم کرد. سرانجام، پس از هفته‌ها رایزنی‌های فشرده، رفت‌و برگشت‌های متوالی و متعدد طرح‌های پیشنهادی، سفرهای مسئولان دو کشور و نیز سفرهای میانجیگران در ۲۸ خردادماه ۱۴۰۵ (۱۷-۱۸ ژوئن ۲۰۲۶)، یادداشت تفاهمی از سوی روسای جمهور دو کشور امضا شد که به سند اسلام‌آباد مشهور شد. سندی که مسعود پزشکیان در تهران و دونالد ترامپ در کاخ ورسای فرانسه (در جریان سفر به اروپا) امضا کردند.
جنگی که دیپلماسی را نشکست/روایتی از یک سال جنگ، مذاکره و تفاهم در سیاست خارجی

چرا تفاهم اسلام‌آباد به نفع ایران بود؟

بررسی محتوای این سند ۱۴ بندی نشان می‌دهد که چرا بیشینه تحلیلگران و سیاستمداران آن را به نفع ایران و دستاوردی راهبردی دستگاه دیپلماسی ارزیابی می‌کنند. در این تفاهم آمریکا متعهد شد که به حاکمیت و تمامیت ارضی ایران احترام گذاشته و در امور کشور دخالت نکند. بندی که عملاً تعهد آمریکا به عدم تلاش برای تغییر نظام یا مداخله مستقیم در امور داخلی ایران را رسمیت ‌بخشید.
تداوم کار دیپلماتیک حتی در روزهایی که ساختمان‌های حکومتی هدف حمله مستقیم قرار داشتند، و دستیابی به توافقی که دست‌کم در سند؛ تعادل نسبی میان دو طرف برقرار می‌کرد، دو محک اصلی برای سنجش عملکرد این نهاد در شرایط جنگی است که به نظر می‌رسد وزارت امور خارجه در هر دو این موارد سربلند بیرون آمد.بند ۸ این تفاهم، گفت‌وگو و تصمیم درباره برنامه هسته‌ای ایران را که ترامپ مدعی آغاز جنگ برای پایان دادن به آن بود؛ به مذاکرات آتی موکول کرد و ایران مذاکره درباره مواد غنی‌شده و آینده غنی‌سازی را به زمانی موکول کرد که میزان مشخصی از اعتماد به آمریکا را با اجرایی شدن بندهای تفاهم اسلام‌آباد ملاحظه کند.
روند گام به گام و توالی اجرای بندها نیز به نفع ایران طراحی شده بود؛ به گونه‌ای که مذاکرات درباره باقی بندها منوط به اجرای بندهای ۱، ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ از سوی طرف مقابل شد؛ ترتیبی که اهرم فشار را در دست ایران برای پایبندی مرحله‌به‌مرحله آمریکا قرار می‌داد. بند چهاردهم هم پشتوانه محکمی برای این تفاهم بود تا تجربه بدعهدی‌های پیشین آمریکا تکرار نشود و توافق نهایی با قطعنامه الزام‌آور شورای امنیت سازمان ملل تایید شود.
آمریکا در این تفاهم، متعهد شد که محاصره دریایی و تحریم‌های اولیه و ثانویه علیه فروش نفت ایران را بردارد و دارایی‌های بلوکه شده تهران را آزاد کند. در بند ۵ این تفاهم هم مدیریت تنگه هرمز به دو کشور ساحلی آن یعنی ایران و عمان واگذار شد تا این تفاهم به در عمل به نفع ایران بسته شود. دقیقاً به همین دلایل در هفته‌های بعد، فشار برای دور زدن یا تضعیف این تفاهم از سوی واشنگتن آغاز شد؛ روندی که در قالب اصرار بر تعریف مسیرهای جایگزین برای عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز (که ناقض بند پنجم تفاهم‌نامه بود) از نیمه تیرماه ۱۴۰۵ آشکار شد و به تعبیر دستگه دیپلماسی این تفاهم را به کما برد.
در نهایت مرور این دوره فشرده و پرحادثه، از آخرین تلاش دیپلماتیک پیش از جنگ، تا پایداری دستگاه دیپلماسی در میانه بمباران‌ها، تا رسیدن به یک تفاهم‌نامه ۱۴ بندی که ساختار حقوقی نسبتاً مستحکمی برای منافع ایران فراهم کرد؛ نشان می‌دهد وزارت امور خارجه در کنار سایر ارکان حاکمیت و نیروهای مسلح و در کنار مردم، در یکی از دشوارترین برهه‌های تاریخ معاصر ایران ایستاد. تداوم کار دیپلماتیک حتی در روزهایی که ساختمان‌های حکومتی هدف حمله مستقیم قرار داشتند، و دستیابی به توافقی که دست‌کم در سند؛ تعادل نسبی میان دو طرف برقرار می‌کرد، دو محک اصلی برای سنجش عملکرد این نهاد در شرایط جنگی است که به نظر می‌رسد وزارت امور خارجه در هر دو این موارد سربلند بیرون آمد.
جنگی که دیپلماسی را نشکست/روایتی از یک سال جنگ، مذاکره و تفاهم در سیاست خارجی

انتهای خبر/
http://karafarinannews.ir/vdcbgzb8.rhb8fpiuur.html
نام شما
آدرس ايميل شما