چهارشنبه ۲۴ تير ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۵
کد مطلب : 11419
جالب است ۰
جمهوری اسلامی ایران در چارچوب اصل جنگ نامتقارن دریایی که میراث ارزشمند کشورمان از سال‌های دهه ۶۰ و نبرد دریایی با آمریکا و رژیم بعثی صدام در چارچوب جنگ هشت ساله در خلیج فارس است، این بار نیز با اتکا به آن عقبه درخشان و با بکارگیری همه ظرفیت‌های نظامی و ژئوپلیتیکی خود در این نبرد نابرابر از حیث امکانات و تکنولوزی نظامی، بار دیگر نیروی دریایی مجهز و پیشرفته ایالات متحده را مقهور قدرت خود کرده است.
قدرت‌نمایی ایران در دریا با تکیه بر کارنامه دفاع مقدس
به گزارش کارآفرينان نيوز  بیش از ۴ ماه از تجاوز ناجوانمردانه و غیر قانونی آمریکا و اسرائیل به ایران می گذرد.آمریکایی‌ها  و در راس آنان ترامپ که به گفته خودش برای شکست سه روزه ایران پا به این کارزار گذاشته بود، بعد از ۴۰روز جنگ بی‌نتیجه  که نتیجه ایستادگی و مقاومت قهرمانانه  نظام جمهوری اسلامی بود، مجبور به اعلام آتش بس برای خروج از یک جنگ نامعلوم و سخت شد.
پس از آن و براساس سرسختی ایران بر سر اصول و منافع خود در چارچوب تفاهم نامه اسلام آباد، آمریکایی‌ها همچون دفعات گذشته با نقض اصول مذاکره، نوعی جنگ محدود را در دامنه دریا  و بر سر تسلط بر تنگه استراتژیک، ژئوپلیتیک و ژئو اکونومیک هرمز شروع کردند.
در این بین قدرت نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مدیریت انحصاری تنگه هرمز که بر اساس اصل پنجم توافق نامه اسلام آباد تا توافق نهایی به ایران واگذار شده، مشکلی است که آمریکایی‌ها این روزها با آن مواجه شده‌اند و تلاش‌های آنان برای اعمال فشار نظامی بر ایران و خارج کردن مدیریت این آبراه مهم از دست جمهوری اسلامی به عنوان اهرم فشار ایران در کارزار مقابله با آمریکایی‌ها، به شکست انجامیده است.
جمهوری اسلامی ایران در چارچوب اصل جنگ نامتقارن دریایی که میراث ارزشمند و گران سنگ این کشور از سال های دهه ۶۰ و نبرد دریایی با آمریکایی‌ها و رژیم بعثی صدام در چارچوب جنگ هشت ساله در خلیج فارس است، این بار نیز با اتکا به آن عقبه درخشان، با بکارگیری همه ظرفیت‌های نظامی و ژئوپلیتیکی خود در این نبرد نابرابر از حیث امکانات  و تکنولوزی نظامی، بار دیگر نیروی دریایی مجهز و پیشرفته ایالات متحده را مقهور قدرت هوشمندانه خود نموده است.
نبرد دریایی این روزهای  آمریکا و ایران در پهنه خلیج همیشه فارس و بر سر حکمرانی بر تنگه سرنوشت ساز جنگ، فرصت خوبی را فراهم کرد که کارنامه درخشان نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در رویارویی خود با نیروی دریایی ایالات متحده را در دوران جنگ هشت ساله که عقبه قابل اتکایی برای موفقیت در این روزهای جنگ دریایی ما است، از زبان اولین فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی؛ سردار حسین علایی بررسی کنیم.
وی می‌گوید: آمریکا در اثنای جنگ، ناوگان نظامی خود را در حمایت از عراق وارد خلیج‌فارس کرد. ما مدافع بودیم و آمریکایی‌ها کمک‌حال رژیم بعثی بودند. از وقتی‌که موضوعات مربوط به امنیت خلیج‌فارس را در دستور کارمان قراردادیم، می‌دانستیم که بعثی ها امکانات دریایی زیادی ندارند. ما بررسی کردیم و دیدیم که اگر عراق بخواهد در خلیج‌فارس با کمک سایر کشورهای عربی و آمریکا با ایران درگیر شود، این درگیری در سه حوزه بیشتر نخواهد بود:
یکی جزایر بود که می‌بایست آن‌ها را حفظ می‌کردیم و مراقب ادعاهایی که روی برخی جزایر ما داشتند، می‌بودیم. ممکن بود بعثی ها بخواهند با کمک امارات و حمایت آمریکا به بعضی از جزایر تعدی کنند.
دوم اینکه، ممکن بود بعثی‌ها به زدن کشتی‌های عازم بنادر ایران ادامه بدهند. این در حالی بود که هیچ کشتی‌ای به بنادر عراق تردد نمی‌کرد که بشود مقابله به‌مثل انجام داد؛ البته اطلاعاتی می‌رسید مبنی بر اینکه عراق از بندر کویت و بندر عقبه در اردن استفاده می‌کند؛ بنابراین برای جلوگیری از تداوم حملات عراق به کشتی‌ها می‌بایست به هم‌پیمانان او توجه می‌شد.
حمل کالا به‌وسیله کشتی‌های آمریکایی به عراق، به معنی مداخله آمریکا در جنگ بود. اگر ما این کشتی‌ها را می‌زدیم، با آمریکایی‌ها طرف می‌شدیم. به‌هرحال، صدام در منطقه ‌ام القصر و دو اسکله البکر و الامیه چیزی در اختیار نداشت؛ فقط چند تا ناوچه اوزای روسی در اختیار داشت که آنها هم خیلی مهم و تهدیدکننده نبودند. در همین حال، نیروی دریایی عربستان مهم‌تر از عراق بود؛ چون نیروی دریایی عربستان در حال تجهیز شدن و قوت یافتن بود.
معضل آمریکایی‌ها با قایق‌های تندرو ایرانی
نکته سوم اینکه، آمریکا و عربستان و حامیان دیگر صدام، بیشتر با توان و قدرت هوایی در خلیج‌فارس فعال‌شده بودند. بررسی‌ها نشان داده بود که با قدرت هوایی نمی‌توان با قایق در حال حرکت در دریا به‌راحتی مقابله کرد. درگیر شدن هواپیما با قایق تندرو کار سختی است.
آمریکا و سایر کشورها برای درگیری با قایق‌های تندرو می‌بایست هواپیماهای سبک، بالگردهای دریایی و امکانات عادی به خلیج‌فارس می‌آوردند. هواپیماهای جت، بمب‌افکن و شکاری و این نوع جنگ‌افزارها در درگیری با قایق‌های سریع، هیچ موفقیتی نداشتند و هدف قرار دادن قایق‌ها با آن حجم و ابعاد کوچکشان برای آن‌ها سخت بود.
ضمن اینکه، هواپیماها می‌بایست با موشک به قایق‌ها می‌زدند؛ ولی به کجای این قایق‌های کوچک می‌توانستند بزنند! موشک‌های هوایی برای هدف قرار دادن کشتی‌های بزرگ است، نه قایق‌های کوچک. بنابراین، ما آمدیم در حوزه‌هایی نیروی دریایی را تجهیز کردیم که آمریکایی‌ها برای درگیری با آن‌ها فکری نکرده بودند. بعد از مدتی، آمریکایی‌ها بالگردهای آپاچی را به خلیج‌فارس آوردند که دو تا ویژگی داشتند: یکی اینکه شب می‌توانستند پرواز کنند. بالگردهای ما نمی‌توانستند در شب پرواز کنند؛ چون تجهیزات دید در شب نداشتند.
بالگردهای نسبتاً بی‌صدایی بودند و در شب که پرواز می‌کردند، نمی‌شد به‌راحتی از صدایشان مسیر پرواز آن‌ها را تشخیص داد و فهمید که سمت‌وسویشان کجاست. آن‌ها با صدای خیلی کم می‌توانستند به قایق‌ها نزدیک شوند. اولین تلاش‌مان دفاعی بود. سعی کردیم تدابیری بیندیشیم تا عراق نتواند کشتی‌ها را هدف قرار دهد. هم نیروی دریایی ارتش کشتی‌ها را اسکورت می‌کرد و  هواپیماهای «اف ۱۴ » تا جایی که می‌توانستند، پوشش هوایی برقرار می‌کردند. همچنین کشتی‌ها تا حد امکان، در سکوت رادیویی حرکت می‌کردند تا ارتش صدام متوجه تردد آن‌ها نشود.
در آن زمان، بحث مقابله‌به‌مثل هم مطرح بود. ما هیچ‌وقت بنا نداشتیم با کشتی‌های جنگی آمریکایی رو در رو بجنگیم؛ چون آن‌ها امکانات و تجهیزات و توان زیادی داشتند. مقابله مستقیم با آن‌ها کار درستی نبود. ما فقط از خودمان دفاع می‌کردیم. ضمن اینکه ما با صدام جنگ داشتیم، نه با آمریکا.
آمریکایی‌ها مانع فعالیت‌های ما می‌شدند و برای نیروی هوایی عراق فضای امن ایجاد می‌کردند. از نظر آمریکا، حمله عراق به کشتی‌های در حال تردد به بنادر ایران مجاز بود. درعین‌حال، کشتی‌های جنگی آمریکا مراقب بودند تا ایران ناگهان مقابله‌به‌مثل نکند.
برای آمریکا حفظ امنیت خطوط کشتی‌رانی در خلیج‌فارس خیلی اهمیت داشت؛ ولی به خطر افتادن امنیت کشتی‌هایی که به بنادر ایران تردد می‌کردند، هیچ اهمیتی نداشت.
حضور کشتی‌های جنگی آمریکا در خلیج‌فارس برای فشار مستمر به ایران بود. این کشتی‌ها عملاً مانع تردد آزاد شناورهای ایرانی در سطح خلیج‌فارس بودند. آن‌ها مراقب بودند تا حملات رژیم بعثی به کشتی‌ها در خلیج‌فارس با مشکل مواجه نشود؛ ولی به‌محض اینکه کشتی خودشان روی مین می‌رفت یا موشک می‌خورد یا کشتی‌هایی که متعلق به عربستان و کویت بودند، هدف قرار می‌گرفتند، به ایران فشار می‌آوردند. ما با آن‌ها درگیرنمی شدیم و سعی می‌کردیم که از آن‌ها فاصله بگیریم؛ ولی آن‌ها دو کار انجام می‌دادند: یکی کار ممانعتی، دیگری اقدام تلافی جویانه.
کار ممانعتی‌شان این‌طور بود که نگذارند نیروهای هوایی و دریایی ایران با هواپیما، بالگرد، ناو و قایق‌های تندرو نزدیک کشتی‌های عربستانی و کویتی شوند. کار تلافی جویانه آن‌ها هم این بود که وقتی یک کشتی روی مین می‌رفت یا هدف حمله قرار می‌گرفت، به واحدهای شناوری یا تأسیسات نفتی ایران حمله می‌کردند.
اسکورت کشتی‌ها:
از سال اول جنگ که ارتش صدام حمله به کشتی‌های تجاری در خور موسی را شروع کرد، نیروهای دریایی و هوایی ارتش ما  با راه‌اندازی حرکت کاروانی کشتی‌ها از لنگرگاه بوشهر، سعی می‌کردند که از آن‌ها محافظت کنند. در مقابل، عراقی‌ها هم به‌طور مرتب توان دریایی و موشکی خود را برای ناامن کردن مسیر تردد کشتی‌ها افزایش می‌دادند.
از سال ۶۱، نماینده سپاه هم که من بودم، به جلسات مربوط به چگونگی تأمین امنیت خطوط کشتیرانی در کمیسیون فرعی شورای عالی دفاع دعوت می‌شد. از همین سال، سپاه فعالیت‌هایی را برای کمک به کاهش آسیب‌پذیری‌ها و افزایش امنیت کشتی‌ها شروع کرد.
تعیین استراتژی دفاعی دریایی پس از آزمون‌وخطاهای مختلف
اولین عملیات مقابله‌به‌مثل را بچه‌ها با آر.پی.جی روی قایق‌های سبک انجام دادند. در عملیات‌های بعدی، از مینی کاتیوشا با مهمات آتش‌زا استفاده شد. در آن عملیات، هدف تخریب نبود؛ بلکه اخطار بود. این اولین تجربه نیروی دریایی با سلاح‌های در اختیار بود. نیروی دریایی سپاه غیرازآن چیزی نداشت.
گذاشتن سلاح‌های سنگین روی قایق‌های سبک‌کار درستی نبود، چون وزن سلاح‌ها زیاد بود و قایق‌های موجود نمی‌توانستند وزن زیاد را تحمل کنند. بنابراین، به سلاح‌های سبک نیاز بود که امکان حمل آن‌ها با قایق‌های سبک وجود داشته باشد.راهکارهای متعددی آزمایش شد؛ مثلاً در اوایل، سعی کردیم که تانک را روی سطحه‌ها، که یک نوع برج بودند، بگذاریم و با آنها به سمت هدف شلیک کنیم، کاری که در عملیات کربلای ۳ انجام شد ولی اثری نداشت؛ چون وزن تانک بسیار سنگین بود و برد گلوله هم سه کیلومتر بیشتر نبود و دقت هم نداشت.
در مرحله دیگر، نیروها یک قبضه توپ روی شناور گذاشتند ولی توپ هم دقت نداشت. ضمن آن‌که منحنی زن بود و اگر هم به هدف اصابت می‌کرد، اثر چندانی نداشت؛ چون هر سلاحی مأموریت خاص خودش را دارد.
با این آزمون‌وخطاها، روزهای اول به این نتیجه رسیدیم آنچه می‌تواند به‌صورت اثربخش کار کند، نفرات حرفه‌ای هستند. آن‌ها سوار بر شناور می‌رفتند و با سلاح‌هایی نظیر آر.پی.جی ۷ یا موشک‌هایی که می‌توانستند با خود حمل کنند، در عملیات مقابله‌به‌مثل، به بدنه یا موتورخانه کشتی یا پل فرماندهی می‌زدند و در حرکت کشتی‌های دشمن اختلال ایجاد می‌کردند. طبیعی بود وقتی‌که ناخدا و خدمه کشتی احساس ناامنی می‌کردند، کشتی را متوقف می‌کردند.
هدف قرار دادن سکوهای نفتی عراق با موشک
بعدازاینکه عراقی‌ها از آذرماه سال ۱۳۶۵، جنگ نفت‌کش‌ها را شدت بخشیدند، ما برای اینکه بتوانیم سیستم خودمان را آزمایش کنیم و کاری انجام داده باشیم، آمدیم پیشنهاد کردیم که بیاییم اسکله البکر را که دورتر از سواحل عراق بود و این‌طور تصور می‌شد که هنوز عراقی‌ها می‌توانند از آنجا نفت صادر کنند، با این موشک‌ها بزنیم. تلاش زیادی کردیم و مجوز این کار را برای اولین بار گرفتیم و اقدام کردیم.
هدف قرار دادن اسکله البکر
آقای هاشمی رفسنجانی اجازه دادند که اولین عملیات موشکی را با بهره‌گیری از موشک ساحل به دریا انجام بدهیم و به سمت اسکله البکر موشک پرتاب کنیم. در آن زمان، اسکله البکر از یک پایانه نفتی به یک پایگاه نظامی تبدیل‌شده بود و عراق با نصب رادار دریایی روی آن، تردد کشتی‌های به مقصد بنادر ایران در شمال خلیج‌فارس را کنترل می‌کرد. در آذرماه، اولین موشک را به سمت سکوی البکر پرتاب کردیم که به آن اصابت کرد. آن موقع، برای ما خیلی مهم بود که بتوانیم توان فنی و عملیاتی نیروهایی که برای سامانه موشکی سازماندهی‌شده بودند، آزمایش کنیم. به همین منظور، خودم در زمان پرتاب، پای سیستم رفتم و ایستادم تا این موشک شلیک شود تا از مفید بودن آموزش‌ها اطمینان حاصل کنم. برای پرتاب هم کلی گرفتاری داشتیم؛ چون برای اولین بار بود.
وضع هوا، مثل میزان رطوبت هوا، جریان باد، درجه دمای هوا و موارد دیگر، روی پرتاب اثر می‌گذاشت. می‌بایست اینها را کنترل می‌کردیم تا موشک بتواند پرتاب شود. از طرفی، زدن سوخت به موشک هم از مشکلات اساسی و زمان‌بر بود. این موشک‌ها برای این‌که به هدف اصابت کنند، باید حداقل سه تا با هم پرتاب شوند و بهتراست که پنج‌تا باهم پرتاب شوند تا احتمال اصابت به نزدیک صد در صد برسد.ما چون از نظر تعداد موشک محدودیت داشتیم، می‌خواستیم که فقط یک فروند پرتاب کنیم، با یک فروند، احتمال میزان اصابت به هدف حدود هفتاد درصد بود.
برای ما خیلی مهم بود؛ اولین موشکی که شلیک می‌کنیم، به هدف بخورد. اصابت نکردن آن، ما را در وضعیت شکننده‌ای قرار می‌داد. قبل از ما، برادران نیروی دریایی ارتش، یک موشک را به‌صورت آزمایشی در منطقه‌ای در تنگه هرمز پرتاب کرده بودند و موشک به هدف اصابت نکرده و درون دریا افتاده بود.
این موضوع من را خیلی نگران کرده بود و می‌ترسیدم اولین موشکی که می‌زنیم، به هدف نخورد. به‌هرحال، اولین موشک را پرتاب کردیم و خوشبختانه به هدف خورد؛ چون طول اسکله البکر زیاد و حدود هزار متر بود.
زمان شلیک موشک، تعدادی قایق هم به دریا فرستادیم تا نفرات آنها ببینند که آیا موشک به هدف اصابت می‌کند یا نه. با رادار هم مسیر آن را کنترل کردیم. با واحد شنود هم هماهنگ کرده بودیم که تماس‌های مخابراتی عراقی‌ها روی البکر با بندر ام‌القصر را کنترل کنند تا مطلع شویم که موشک به هدف اصابت کرده است یا نه. بنابراین از طریق چند منبع، نتایج پرتاب موشک را دنبال می‌کردیم.
هر سه منبع اصابت آن را به اسکله البکر تائید کردند. به‌این‌ترتیب، اولین عملیات موشکی‌مان با موفقیت اجرا شد و امید ما به انجام دادن عملیات با موشک‌های ساحل به دریا افزایش پیدا کرد.
به همین منظور، یکی از تیپ‌های موشکی را در منطقه قفاص در دهانه اروندرود، بین اروند و بهمنشیر، تقریباً بین جایی که ساحل ایران به دریا نزدیک می‌شود، نگه داشتیم.هدف‌مان این بود که منطقه شمال خلیج‌فارس و خورعبدالله را تا ام‌القصر زیر پوشش داشته باشیم.
بازتاب مثبت عملیات موفقیت‌آمیز نیروی دریایی سپاه
بعد از اجرای موفق این عملیات، مسئولان کشور احساس کردند که نیروی دریایی سپاه می‌تواند عملیات‌های موفق انجام دهد. تا حدی روحیه مردم هم تقویت شد و احساس کردند که تجهیزات جنگی ایران افزایش‌یافته است. این اقدام برای رزمندگان نیروی دریایی هم ارزشمند بود، چون آن‌ها نقش بیشتری برای خود در تأمین امنیت خلیج‌فارس قائل می‌شدند. در رسانه‌های خارجی هم این موضوع به این شکل بازتاب یافت که ایران برای اولین بار با موشک ساحل به دریا به یک پایگاه نظامی عراق در خلیج‌فارس حمله کرده است. پرتاب موشک، ناامنی زیادی برای نظامیان مستقر در اسکله ایجاد می‌کرد. در جریان جنگ، این اقدام، واکنش بسیار مؤثری در مقابل حملات مستمر عراق به اسکله‌های جزیره خارک بود. صرف‌نظر از موشک‌های آمریکایی و اروپایی، موشک‌های کرم ابریشم، یکی از بهترین موشک‌های ضد کشتی در آن زمان بود.
ایجاد توان موشکی نیروی دریایی سپاه
کار مهم دیگری که ما برای افزایش توان نیروی دریایی سپاه پاسداران برنامه‌ریزی کردیم، به‌کارگیری و فعال کردن موشک‌های ساحل به دریا بود. در سفری که آقای هاشمی رفسنجانی در اوایل تابستان سال ۱۳۶۴ به کشور چین داشت، قرارداد خرید این نوع موشک‌ها را منعقد کرد. این موشک‌ها در سال ۱۳۶۵ وارد کشور شد و خیلی زود در نیروی دریایی سپاه عملیاتی شد. در ابتدا، همه تلاش ما بر این بود که این موشک‌ها بر ضد نیروی دریایی عراق به کار رود و خارج از حوزه درگیری با ارتش عراق در جای دیگری به کار گرفته نشود.
برای ساماندهی و به‌کارگیری این موشک‌ها، چند نفر را به سرپرستی مهندس علی صائمی به چین اعزام کردیم.نیروهای اعزامی به چین همه متون درسی را با خود به ایران آوردند. با این نفرات، دو تیپ موشکی تشکیل دادیم. یکی از این تیپ‌های موشکی را در کنار اروندرود، در دهانه خلیج‌فارس مستقر کردیم.
اصل مقابله به مثل
ما برای اینکه ظرفیت صادرات نفت را حفظ کنیم؛ دو راه داشتیم: یکی پدافند از این توانمندی‌ها بود و دیگری اجرای عملیات مقابله‌به‌مثل برای ایجاد بازدارندگی؛ به‌طوری‌که عراقی‌ها وادار شوند که از حمله به تأسیسات نفتی ایران دست بکشند. ما هر دو شیوه را به کار می‌گرفتیم؛ به‌این‌ترتیب که قوی‌ترین سامانه پدافند هوایی ایران که موشک‌های هاوگ بود، در جزیره خارک، مرکز اصلی صادرات نفت، مستقر کرده بودیم. همه توان دفاعی نیروهای هوایی و دریایی را هم در سراسر خلیج‌فارس فعال کرده بودیم تا هواپیماهای عراقی را از حمله به تأسیسات نفتی باز بدارند. با همه این اقدامات، توانی که ارتش صدام با کمک دولت فرانسه برای حمله به تأسیسات نفتی و حمله به نفت‌کش‌ها در خلیج‌فارس ایجاد کرده بود، برتر از قدرت دفاعی ایران بود.
عراق یک نیروی دریایی بسیار قوی و مدرن را برای حمله به نفت‌کش‌ها و اسکله‌ها و مخازن نفتی در خلیج‌فارس سازمان داده بود؛ درحالی‌که نیروی هوایی ایران مشکل فرسودگی و کمبود قطعات داشت و در حال ضعف بود. در آن وضعیت، هیچ راهی نداشتیم جز اینکه از طریق مقابله‌به‌مثل بتوانیم جلوی حرکت مخرب عراق را بگیریم. بعدازاینکه سکوهای «رشادت» و «رسالت» در اواخر مهرماه ۱۳۶۶ هدف حمله کشتی‌های جنگی آمریکا قرار گرفتند، با اقداماتی که انجام شد، آمریکایی‌ها برای چند ماه حملات خود به تأسیسات نفتی ایران در خلیج‌فارس را متوقف کردند.
وقتی آمریکایی‌ها سکوهای نفتی ایران را زدند، دوباره یک کشتی آمریکایی هدف قرار گرفت. آن‌ها دیدند که حملات‌شان به سکوهای نفتی ایرانی، روند ناامنی در خلیج‌فارس را توسعه می‌دهد؛ بنابراین، حملاتشان را متوقف کردند. این نشان می‌دهد که واکنش‌های مقابله‌به‌مثل تا حدودی مؤثر و مفید بوده است.
اقدامات مقابله‌به‌مثل می‌توانست حملات آمریکا و عراق را در کوتاه‌مدت متوقف کند. عراق در هیچ زمانی حملات خود را متوقف نکرده بود؛ ولی بعدازاین ماجرا برای مدت کوتاهی متوقف کرد. این تجربه نشان داد که واکنش به‌موقع می‌تواند نتیجه مثبت به همراه داشته باشد.
در این درگیری‌ها ما هیچ تلفاتی نداشتیم. حتی مجروح هم نداشتیم. تنها تلفات‌مان زمانی بود که آمریکایی‌ها در ۱۶ مهر سال ۱۳۶۶ با بالگردهای آپاچی به قایق‌های ما حمله کردند؛ وگرنه ما در طول عملیات‌های مقابله‌به‌مثل و سایر عملیات‌های دریایی تلفاتی ندادیم.
منبع:
مهدی حاجی خداوردی خان،حسین احمدی،تاریخ شفاهی دفاع مقدس، روایت حسین علایی (جلد اول)، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: مرکزاسناد و تحقیقات دفاع مقدس، تهران ۱۴۰۲،  صص۵۷۹،۵۸۰،۵۸۱،۵۸۲،۵۸۴،۵۸۶،۵۸۷،۵۹۷،۶۰۱،۶۰۳،۶۰۶،۶۰۷،۶۰۸

انتهای خبر/
http://karafarinannews.ir/vdcf1jdy.w6dyyagiiw.html
تگ ها
نام شما
آدرس ايميل شما