تیم ملی فوتبال کشورمان بدون کسب دستاوردی از رقابتهای جام جهانی ۲۰۲۶ در مرحله گروهی حذف شد و همانند ۲ دوره قبلی نیز همچنان گزینه آخر ما جوانگرایی است.
به گزارش کارآفرينان نيوز تیم ملی فوتبال کشورمان نتوانست در رقابتهای ۴۸ تیمی جام جهانی ۲۰۲۶ از مرحله گروهی صعود کند و با کسب تنها ۳ امتیاز از دور رقابتها کنار رفت. یوزها بار دیگر نتوانستند طلسم صعود به مرحله حذفی را بشکنند. اتفاقی که با وجود افزایش تعداد تیمهای حاضر در این رقابتها و آسانتر شدن مسیر صعود، بیشتر از قبل مورد نقد قرار گرفته است. اما شاید مهمتر از خود این ناکامی، پرسشی باشد که سالهاست بیپاسخ مانده است. اگر قرار نبود این نسل تاریخیترین دستاورد فوتبال ایران را رقم بزند، چرا حداقل از این مسیر برای ساختن آینده استفاده نکردیم؟
بعد از پایان جام جهانی ۲۰۱۴، کارلوس کیروش سرمربی وقت تیم ملی معتقد بود زمان تغییر نسل فرا رسیده است. بازیکنانی که سالها ستون اصلی تیم ملی بودند، باید آرامآرام جای خود را به نسل جدید میدادند تا فوتبال ایران در سالهای بعد دچار خلأ نشود. تعداد بسیاری از همین بازیکنانی که در حال حاضر ستارههای اصلی تیم ملی محسوب میشوند نیز توسط کیروش به تیم ملی اضافه شدند.
البته این روند فقط در همین سال توسط مربی پرتغالی اتفاق افتاد و ۲ دوره بعدی و این دوره نیز خبری از جوانگرایی نبود. در تمام این سالها، نتیجهگرایی بر آیندهنگری غلبه کرد. هر مربی ترجیح داد از بازیکنان باتجربه استفاده کند تا ریسک اعتماد به جوانها را نپذیرد. دلیل آنها هم همیشه این بود که الان زمان آزمون و خطا نیست! باید سوال کرد که دقیقا چه زمانی قرار بود آزمون و خطا صورت بگیرد؟ در جام ملتها که انجام نشد، در دورهای از جام جهانی که به گفته خود کادر فنی حضور در آن خیلی مهمتر از صعود و کسب برتری بود نیز این اتفاق رقم نخورد.
حالا که جام جهانی ۲۰۲۶ هم بدون صعود به مرحله حذفی برای ایران به پایان رسیده، این سؤال پررنگتر از همیشه مطرح میشود. اگر قرار نبود به آن هدف بزرگ برسیم، دستاورد این سالها چه بود؟ واقعیت این است که موفقیت در جام جهانی برای فوتبال ایران تنها با صعود از مرحله گروهی معنا پیدا میکند. سالهاست از حضور آبرومندانه، نمایش خوب یا شکستهای نزدیک صحبت میکنیم و کسب نتایج را دستاورد میدانیم! در حالی که سایر کشورها رفته رفته توانستند از ایران سبقت بگیرند. چه در بحث جوانگرایی و بازیکنسازی و چه در بحث کسب نتایج و صعود به مراحل بالاتر.
سرمربی تیم ملی معتقد بود که بعد از جام ملتها جوانگرایی با شیب آرامی در حال انجام است. اما در نهایت میانگین سنی تیم ملی در جام جهانی نشانگر چیز دیگری بود. شاید بهتر بود حداقل با استفاده از جوانان یک دستاوردی از این دوره از رقابتها به نام قلعهنویی ثبت میشد و در ادامه برای جام ملتها و جام جهانی میتوانستیم حداقل با تغییر نسل برای دورههای بعدی نیز بازیکنان جوان و در عینحال با تجربه بینالمللی داشته باشیم. اگر قرار بود حذف شویم، بهتر نبود این حذف با حضور بازیکنانی اتفاق میافتاد که امروز ۲۱ یا ۲۲ سال داشتند و چهار سال بعد با تجربه حضور در جام جهانی به اوج پختگی میرسیدند؟ آیا سرمایهگذاری روی آینده، دستاورد بزرگتری نسبت به تکرار همان چرخه همیشگی نبود؟
امروز بسیاری از مهرههای اصلی تیم ملی به سالهای پایانی فوتبال خود نزدیک شدهاند. نسلی که سالها بار تیم ملی را به دوش کشید اما نتوانست رؤیای صعود به مرحله حذفی جام جهانی را محقق کند. در مقابل، نسل بعدی هنوز تجربه بینالمللی کافی ندارد. زیرا فرصت بازی در مسابقات بزرگ را پیدا نکرده است. این همان هزینهای است که فوتبال ایران بابت تعویق همیشگی جوانگرایی پرداخت کرده است.
نکته قابل تأمل اینجاست که بسیاری از تیمهای موفق جهان، حتی زمانی که برای کسب نتیجه میجنگند، همزمان پروژه تغییر نسل را نیز پیش میبرند. آنها میدانند که موفقیت یک مقطع نباید آینده را قربانی کند. اما در فوتبال ایران، تقریباً همه چیز به نتیجه همان مسابقه بعدی گره خورده است. حتی اگر بهای آن، از دست رفتن چند سال از عمر یک نسل باشد.
اکنون که جام جهانی ۲۰۲۶ نیز بدون تحقق رؤیای صعود به پایان رسیده، شاید وقت آن باشد که نگاهها از توجیه نتایج به سمت آسیبشناسی واقعی برود. اگر قرار نبود این نسل تاریخسازی کند، منطقیتر نبود که حداقل زمینه تاریخسازی نسل بعدی را فراهم کنیم؟ شاید بزرگترین حسرت فوتبال ایران نه فقط حذف از جام جهانی، بلکه از دست دادن سالهایی باشد که میتوانست صرف ساختن آینده شود. سالهایی که گذشت، نه صعودی به مرحله حذفی به همراه داشت و نه نسل تازهای را برای فردای تیم ملی آماده کرد.