حماسهخوانی در محفل انس با قرآن در محضر رهبر معظم انقلاب با استقبال قاریان و حافظان روبرو شد و حال و هوایی دیگر داشت؛ با اشعاری همچون «آری ابابیلیم و تیر از سنگ داریم، در منجنیق خشممان سجیل داریم».
به گزارش کارآفرينان نيوز آخرین روز بهمن امسال حال و هوای بهاری داشت و چه بهاری بهتر از بهار قرآن که اولین روز آن با آخرین روز بهمن مصادف بود ولی شنیدن و تلاوت کلام الهی آن هم در محضر رهبر انقلاب، عطر این بهار را در بسیاری از دلهای میهمانان قرآنی حسینیه امام خمینی(ره) ماندگار کرد. امسال هم رهبر انقلاب همچون سالهای گذشته میزبان قاریان، حافظان و پیشکسوتان قرآنی بودند تا دوباره در نخستین روز از ماه مبارک رمضان ساعت ها پشت رحل قرآن بنشینیم و زنگارهای باقیمانده دل را با صوت دلنشین قرآن بزداییم و این محفل، مطلع الفجری باشد بر این ضیافت الهی.
چه صفایی دارد محفل انس با قرآن در محضر رهبر عزیزتر از جان که قراری است هر ساله و میهمانان این محفل حتی چند ماه قبل از ماه مبارک رمضان به عشق دیدار این رهبر آزاده روزشماری می کنند و میدانند اولین روز از ماه میهمانی خدا را میهمان رهبر خود هستند؛ حتی اگر دشمنان قسم خورده این انقلاب ما را تهدید و ناوهای خود را تا خلیج همیشه فارس راهی کرده باشد ولی همین دشمن قسم خورد فراموش نمی کند که ولی امر مسلمین همین چند روز در دیدار با مردم آذربایجان چگونه برای آنان خط و نشان کشید که «خطرناکتر از ناو، سلاحی است که آن را به قعر دریا میفرستد».
اگرچه این محفل قرآنی از ساعت سه و نیم آغاز شد و صدها قاری و حافظ و فعال قرآنی از ساعت دو در حسینیه امام خمینی(ره) حاضر شده بودند و در انتظار شروع این مراسم بودند ولی همین یک ساعت و نیم نیز یک محفل دیدنی بود؛ چرا که هنرنمایی برخی از قاریان نوجوان و جوان گل میکرد و خودی نشان میدادند. یکی در وصف قرآن میخواند؛ دیگری با شور و حرارتی قابل تحسین در مدح امیر مومنان سرود و یک نوجوان هم آیات پایانی سوره فجر را با صدایی زیبا و تلاوت کرد؛ به گونهای که همه حاضران در حسینیه صدای گیرای او را به خوبی شنیدند، حتی بدون بلندگو. برخی هم شروع به خواندن دعای یا علی یا عظیم کردند و فضای حسینیه را معنویتر کردند.
بعضی میهمانان از این فرصت استفاده کرده و قرآن به دست گرفته، مشغول تلاوت آیات الهی شدند. چون می دانستند تلاوت هر آیه در این ماه برابر با ختم یک قرآن است. برخی هم که قرآن را در رگ و پوست خود جاری کرده بودند، آیات الهی را زیر لب زمزمه می کردند و مروری بر محفوظات خود داشتند. در این میان بقیه هم که میدانستند، نفسکشیدنشان هم در این ماه ثواب تسبیح دارد، مشغول صحبت با دیگران شدند. یکی از میهمانان که جانباز جنگ ۱۲ روزه بود و دستی بر آتش داشت، از معجزات و عنایتهای الهی در این جنگ گفت و گفت که میتوان دهها کتاب در این موضوع نوشت.
در و دیوارهای حسینیه امام خمینی(ره) هم رنگ قرآنی به خود گرفته بود و آذین بندی یا همان دکور مجلس را نیز به اسماء الحسنی زینت داده بودند و جملهای ماندگار از امام خمینی(ره) به چشم میخورد که قرآن باید در تمام شئون زندگی حاضر باشد؛ همان حضوری که اسلام ناب محمدی را از اسلام آمریکایی و سکولار جدا می کند. بالای سر رهبر انقلاب نیز آیه ۶۹ سوره یاسین، چشمنواز میهمانان بود که «ان هو الا ذکر و قرآن مبین» مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می نویسد «قرآن چیزی نیست به جز ذکر و خواندنی آشکارا و معنای ذکر و خواندنی بودن قرآن این است که قرآن ذکری خواندنی است؛ از طرف خدا که هم ذکر بودنش روشن است و هم خواندنی بودنش و هم از ناحیه خدا بودنش».
مجلس آغاز شد و حمید شاکرنژاد اولین چراغ تلاوت را به درخواست مجید یراقبافان مجری جلسه روشن کرد و مشغول تلاوت آیاتی از سوره حجرات شد. حجت الاسلام محمدرضا محمدی از خراسان شمالی هم پس از او آیاتی معروف از سوره آل عمران را تلاوت کرد که «ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا...» و با توضیحاتی که مجری جلسه داد، یاد و خاطره شهید جواد محمدی از شهدای کودتای آمریکایی صهیونی و پدر این قاری روحانی را در دلها زنده کرد.
گاهی یراقبافان در میان تلاوت های قاریان گریزی به مسائل روز به ویژه تهدیدهای دشمنان می زد و هر بار شعر یا سرودی ارائه می کرد؛ یک بار به حماسهخوانی علی جمعهپور اشاره کرد که «چه کس بالاتر از دست خدا، ایران خدا دارد و ثابت کرده که یک دست هم آری صدا دارد. کجا دیدی دل ایران و ایرانی بلرزد؟ هان! اگر پایی به میدان است، دستی بر دعا دارد.» و یک بار هم حماسهخوانی مهدی رسولی را مرور کرد که «او ناو دارد، حاکم دریاست با ما. پرودگار حضرت موسی است با ما.» و با این شعر شوری در مجلس برپا کرد که «آری ابابیلیم و تیر از سنگ داریم، در منجنیق خشممان سجیل داریم».
محمدامین جهان آرا از همدان آیاتی از سوره صف را تلاوت کرد که فراز پایانی آن «نصر من الله و فتح قریب» بود. مسعود موحدی راد از خراسان رضوی به تلاوت آیات ۱۱۴ تا ۱۱۷ سوره بقره پرداخت و در ادامه گروه جمعخوانی حافظان قرآن کریم آیات ۱۵ تا ۱۹ سوره اسرا را به سبک استاد عبدالفتاح شعشاعی همخوانی کردند.
یونس شاهمرادی از تهران نیز آیات ۳۳ تا ۳۷ از سوره محمد(ص) را تلاوت کرد؛ سیدمحمدمهدی شیخالاسلامی از همدان به تلاوت آیاتی از سوره مجادله و حشر پرداخت و سعید پرویزی هم دلهای حاضران را با تلاوت آیاتی از سوره فتح جلا بخشید؛ همان سوره ای که رهبر انقلاب توصیه کردند تا برای موفقیت جبهه مقاومت به تلاوت آن مشغول شوند و دعای چهاردهم صحیفه سجادیه و دعای توسل را هم برای کسب فتح نهایی سفارش کردند.
همچنین طاها عسگرنژاد از مازندران سوره قاف را تلاوت کرد و رهبر انقلاب پس از اجرای گروه قرآنیان اسوه از سطح خوب تلاوتهایی که انجام شد، تشکر و قدردانی کرده و فرمود «انشاء الله که همیشه با قرآن محشور باشند؛ همه این ها و همه شما و این نهال قرآنی روز به روز رشد بیشتری کند».
برنامه پایانی این محفل نیز دعای ختم جلسه بود که سیدناصر رضوی قاری پیشکسوت از اصفهان با نفس گرم خود قرائت کرد؛ اگرچه قبل از او نیز سیدمحمد قهاری فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی را با صدایی همچون عموی مرحومش سیدقاسم موسوی قهار طنین انداز محفل کرد.
مجلس تمام گشت و میهمانان روزهدار با صدای اذان آماده نماز جماعت شدند و شاید خوشحالی من در این محفل بیش از دیگران بود. چون علاوه بر شنیدن تلاوت کلام الهی در حضور رهبر انقلاب و قاریان و پیشکسوتان، به خواستهام رسیدم و آن تقدیم سفرنامه حج بود؛ سفری که سه سال پیش نصیبم شد و کتاب آن اخیرا به چاپ رسید. رهبر انقلاب معمولا با فرارسیدن موسم حج با مطالعه سفرنامههای زائران به معاشقه با خدا می پردازد و به مصداق «وصفالعیش، نصفالعیش» گویی با دیگر زائران به دور خانه خدا می گردد.
قبل از ورود به حسینیه امام خمینی(ره) و شرکت در محفل قرآنی به دنبال راهی بودم تا کتابم را به دستم رهبرم برسانم تا این که با راهنمایی یکی از عزیزان کتاب را به مسئول این کار تحویل دادم که وقتی کتاب را گرفت، گفت که یادداشتی برای معظم له بنویسم تا ایشان بدانند که این کتاب از کجا به دستشان رسیده است. من نیز در ابتدای کتاب نوشتم «تقدیم رهبرم که الهی دورش بگردم.» البته در این آرزو بودم که نخستین واکنش رهبرم را هنگام دیدن نام کتاب ببینم. چون بیشتر کسانی که نام کتاب را میبینند، لبخندی میزنند و به ایهام آن اشاره میکنند. چون نام سفرنامهام را اینگونه انتخاب کرده بودم «الهی! دورت بگردم».