بازار اسباببازی صالحآباد تهران جایی است که واقعیت عریان اقتصاد سرگرمی، خود را در ویترین مغازهها نشان میدهد. اینجا ترندهای جهانی مانند ماینکرافت، کِیپاپ و کرومی حاکم مطلق هستند و هیچ خبری از کاراکترهای بومی نیست. اولین انتخاب کودک، عروسکهای دیزنی یا قهرمانان استاروارز است که یا نمونه چینی آنها به وفور در بازار پیدا میشود یا خودمان کپیشان کردهایم!
به گزارش کارآفرينان نيوز بررسیهای پیشین در پرونده «کودک ایرانی با کدام قهرمانان بزرگ میشود؟» نشان میدهد که زنجیره طراحی و تجاریسازی شخصیت برای کودکان در ایران، با چالشهای عمیق ساختاری و زیرساختی مواجه است. یکی از اصلیترین موانع در این مسیر، خلاءهای جدی قانونی و حقوقی در حوزه مالکیت فکری و حق استفاده از کاراکتر خلقشده است.
از سوی دیگر در نظام اقتصادی کشور، سازوکارهای تعریفشدهای برای ارزشگذاری داراییهای نامشهود وجود ندارد؛ به طوری که بانکها و نهادهای مالی، طرحها و ایدههای فرهنگی یا مالکیت فکری یک کاراکتر بومی را به عنوان وثیقه و ضمانتنامه برای اعطای تسهیلات قبول نمیکنند. این بنبست مالی سبب شده است که سرمایهگذاران بخش خصوصی ریسک ورود به این حوزه را نپذیرند و تولید در این بخش همواره به بودجههای محدود دولتی وابسته بماند.
از طرفی، مصاحبه با کارشناسان و فعالان این حوزه نشان داد که صنعت سرگرمی در ایران با چالش فقدان بازارپردازی فرهنگی روبهروست. در نمونههای موفق جهانی، خلق یک کاراکتر همزمان با پیوستهای اسباببازی، نوشتافزار، پوشاک و تِم تولد کلید میخورد؛ اما در چرخه داخلی، انیمیشنساز، طراح شخصیت و تولیدکننده صنعتی کاملا مستقل و بیخبر از یکدیگر فعالیت میکنند. این گسست ساختاری موجب شده است که حتی پس از اکران آثار انیمیشنی موفق، هیچ کالای ملموسی از آن شخصیتها در مقیاس کلان به بازار عرضه نشود و فرصت همزادپنداری کودک با قهرمان بومی از دست برود.
علاوه بر این، کاراکترهای بومی خلقشده در سالهای اخیر طول عمر کوتاهمدتی داشتند. بررسیها نشان میدهد که شخصیتهای وطنی تنها تا زمان حضور بر آنتن تلویزیون یا اکران بر پرده سینما زنده میمانند و عمر تجاری آنها به یک بازه محدود چندماهه خلاصه میشود. به محض اتمام پخش، این کاراکترها به دلیل نبود پشتیبانی رسانهای مستمر و عدم توسعه انیمیشن در فصلهای متعدد، از حافظه مخاطب پاک میشوند؛ این در حالی است که کاراکترهای غربی به پشتوانه چرخههای جهانی و تولید پیوسته، برای سالهای متمادی ثبات خود را در بازار حفظ میکنند.
ایران؛ پناهگاه امن قهرمانان وارداتی
اکنون در شماره ششم از پرونده بررسی چالشهای طراحی شخصیت برای کودکان ایرانی، خط تحلیل را از مصاحبههای کارشناسی، به قلب تپنده بازار سرگرمی کشور کشاندیم؛ بازار صالحآباد تهران. جایی که قرار است خروجیِ بخش قابل توجهی از سیاستگذاریها، بودجههای فرهنگی و طرحهای کاراکترسازی ملی خودش را در ویترین مغازهها نشان دهد.
چهارشنبهای گرم و داغ در خردادماه، راهی بازار صالحآباد میشویم. پیادهروها چندان شلوغ نیست، صدای چرخدستیها و هیاهوی کارگرانی که کارتنهای بزرگ را جابهجا میکنند فضا را پر کرده است. آفتاب تیز روی جعبههای رنگارنگ اسباببازیها میتابد. از میان شلوغی عبور میکنیم و وارد اولین مغازه میشویم؛ مغازهای بزرگ با ردیفهای طولانی از اسباببازیهای پلاستیکی و عروسک.
از فروشنده میپرسم این روزها بچهها بیشتر دست روی کدام اسباببازیها میگذارند؟ او دستش را به سمت قفسهای میکشد و میگوید: «الان دیگر شخصیتهای ماینکرافت و کرومی بیشتر ترند و مد شدهاند. کسی زیاد دنبال شخصیتهای ایرانی نیست. شخصیتهایی مثل اسپایدرمن و بتمن همیشه خریدار دارند، چون نمونههای خارجیشان بسیار زیبا تولید میشوند و کاملا شبیه شخصیت اصلی کارتون هستند. ما قبلا کارهای ایرانی را هم داشتیم، اما مشتری وقتی میآمد، باز هم دنبال شخصیت خارجی بود چون نمونههای ایرانی کیفیت لازم را ندارند.»
فروشنده دل پری از وضعیت تولید داخل دارد. وقتی نام شخصیتهای انیمیشنی جدید مثل «پسر دلفینی» یا قدیمیترها مثل «شکرستان» را میآورم و میپرسم آیا اصلا نسخهای از اسباببازی این کاراکترها به دست شما رسید، با تعجب میگوید: «نه متاسفانه، ما اصلا نشنیدیم. اگر تولید میشد، خب بچهها وقتی در تلویزیون میدیدند حتما اینجا هم دنبالش میآمدند، اما اصلا عرضهای به بازار نشد.»
خارجیها حرف اول را میزنند!
او به تفاوت کیفی و ملموس کالاها اشاره میکند و میگوید: «پلاستیک کارهای ایرانی واقعا خوب نیست. ما هر دو مدل ایرانی و خارجی را در مغازه داریم. مشتریِ تکی که میآید، وقتی جنس ایرانی را دست میگیرد، با اینکه شاید کمی ارزانتر از خارجی باشد، به خاطر کیفیت پایین و بستهبندیهای مشکلدار، رهایش میکند و دنبال خارجی میرود. برای همین فروش اجناس خارجی ما خیلی بیشتر است. تولیدات خارجی از نظر رنگ، شکل و همهچیز جذابترند و بچه را مشتاق میکنند.»
درباره قیمتها و رفتار خانوادهها میپرسم؛ اینکه آیا قیمتِ پایینتر، آنها را به خرید جنس ایرانی تشویق نمیکند؟ پاسخ فروشنده منفی است: «خیلی کم پیش میآید. مگر اینکه کسی بخواهد یک چیز ارزان به عنوان جایزه یا تشویق کوچک برای بچهاش بخرد. در بقیه موارد همگی روی کارهای خارجی دست میگذارند. حتی در حال حاضر اگر مقایسه کنید، به خاطر گرانی شدید مواد اولیه در داخل، برخی کالاهای خارجی از ایرانی هم ارزانتر تمام میشوند.»
بازار در قبضه «بتمن» و «کرومی»
از مغازه اول خارج میشویم و چند قدم جلوتر وارد مغازه دیگری میشویم که بورس عروسک و وسایل پلاستیکی است. فروشنده این مغازه هم نگاهی مشابه نفر قبلی دارد: «استقبال از شخصیتهای ایرانی کم شده است. قبلا کمی بهتر بود اما الان همگی تمرکز کردهاند روی جنسهای خارجی؛ اسپایدرمن، بتمن، سگهای نگهبان و برای دختران هم کرومی و کیتی.»
او روی یک عروسک سخنگو دست میگذارد و میگوید: «الان عروسک "سارا" مُد شده است؛ عروسکی که صحبت میکند. قبلا مدل چینیاش میآمد که خیلی گران شد، حالا مشابهش را در داخل به اسم سارا زدهاند که کار خوبی هم هست. البته این نمونه با عروسکهای «دارا و سارا» متفاوت است. الان کپیبرداری عروسک چینی در مغازه ما هست؛ مدل چینی موقع صحبت کردن سر و گردنش را به اینطرف و آنطرف تکان میداد، اما عروسک سارای ایرانی دیگر آن حرکت گردن را ندارد.»
این فروشنده تاکید میکند که مشتریان تکی حتما جنس چینی را به خاطر کیفیتش بیشتر میپسندند و میگوید: «جنس ایرانی را با چینی مقایسه میکنند؛ با اینکه چینی گرانتر است، اما باز هم آن را میبرند. مغازهدارانی که از شهرهای دیگر میآیند و مشتریانشان توان مالی ضعیفتری دارند، دنبال جنس ارزانتر هستند، اما خریدار تکی ترجیح میدهد کیفیت بالاتر را انتخاب کند.»
مُفت هم میدادیم کسی نمیخرید!
او درباره تجربه فروش کاراکترهای بومی مثل «بچه زرنگ» میگوید: «یک مقطعی در حد ۳ تا ۵ ماه، بچه زرنگ خیلی مد شد؛ تلفنی، حضوری و سایتی همه دنبالش میگشتند. اما به محض اینکه از مد افتاد، دیگر حتی اگر مفت هم میدادی کسی نمیخرید. فروش کارهای ایرانی مقطعی است، در حالی که ما اسپایدرمن را ۱۰ سال و بنتن را ۱۵ سال است که مداوم میفروشیم. سگهای نگهبان هم تقریبا ۸ سال است که روی بورس است.»
او دو نمونه جنس را کنار هم میگذارد تا تفاوت را نشان دهد: «یک شخصیت چینی داریم که هم صدا دارد و هم چراغ؛ جنس نشکن با جعبه و باکیفیت که قیمتش ۶۹۰ هزار تومان است. نمونه ایرانیاش تنها وکیوم ساده است و ۲۹۰ هزار تومان قیمت دارد؛ با اینکه ۴۰۰ هزار تومان فرقشان است، اما مردم جنس چینی را بهتر میخرند. در بخش دخترانه هم فروش باربی کمی ضعیف شده اما کاراکتر کرومی به خاطر تبلیغات وسیع در شبکهها، الان یک سال و نیم است که بازار را گرفته و حتی چادر و چترش هم آمده است.»
مرد عنکبوتی اولین مهمان تولد پسربچهها!
برای بررسی ابعاد دیگر بازار، از راسته اسباببازیها عبور میکنیم و وارد مغازهای میشویم که قفسههایش پر از ظروف و ملزومات تِم تولد است. فروشنده با تاسف میگوید: «بیشترین تمهایی که برای خرید شخصیتهای کارتونی انجام میشود، آنهایی است که در تلویزیون یا شبکه نمایش خانگی پخش میشوند؛ کارهایی مثل لبوبو، باباسفنجی، سگهای نگهبان، مرد عنکبوتی و اسب تکشاخ. بیش از ۹۰ مدل تِم داریم که حدود ۳۰ تای آنها شخصیتهای کارتونی هستند و همگی خارجیاند. البته الان کاراکترهای جدیدی مثل کیپاپ (K-Pop) که به دختر شیاطین (شکارچیان شیاطین) معروف است یا تِم کرومی و استیج کاملا جای کارهای قبلی را گرفتهاند.»
او درباره نقش بچهها در این انتخاب میگوید: «بالای ۹۰ درصد انتخاب خود بچههاست و روی آن پافشاری میکنند. خیلی از خانوادهها اصلا نمیدانند چه تمی دارند میخرند و اسم کاراکتر را بلد نیستند، اما تسلیم اصرار بچه میشوند.»
دنبال کاراکتر ایرانی هم میآیند، اما...
از او میپرسم آیا در زمان اوجگیری شخصیتهای ایرانی مثل شکرستان یا پسر دلفینی، تم تولد آنها تولید شد؟ پاسخ میدهد: «مشتریانی هستند که سراغ تم ایرانی را بگیرند؛ مثلا از هر ۱۰۰ نفر، ۱۰ نفر دنبال کار ایرانی هستند. ما این تقاضا را به گوش تأمینکنندهها و تولیدکنندهها میرسانیم و سفارش میدهیم، اما با توجه به هزینههای بالای تولید و کم بودن تعداد مشتری نسبت به کارهای خارجی، رغبتی برای تولید این تمها ندارند. قبلا کارهای محدودی بود اما دیگر تولید نکردند. الان تمهای ایرانی ما محدود شده به مناسبتهای رسمی مدارس مثل جشن تکلیف، جشن الفبا و جشن آب.»
او در این زمینه توضیحاتش را با یک مثال شفاف میکند و ادامه میدهد: «مثلا تم جشن تکلیف ما، از نظر کیفیت و طراحی گرافیکی متاسفانه با تم خارجی مانند باربی اصلا قابل مقایسه نیست. دختربچهها دنبال جذابیت بصری هستند. اگر محتوای خوبی تولید شود و طرحهای گرافیکی قشنگ و پسندِ دل بچه زده شود، حتما کار ایرانی را انتخاب میکنند. به نظر من در این حوزه کمکاری زیادی شده است.»
باباسفنجی در صدر!
این فروشنده از دیدگاه خود به تحلیل علت ماندگاری کارهای خارجی میپردازد و میگوید: «کاراکتری مثل مرد عنکبوتی از بچگی ما روی بورس بوده، چون زنجیره دارد؛ کارتون جدیدش میآید، سریال و فیلم سینماییاش مرتب پخش میشود، لباسش، عروسکش، جاکلیدیاش و حتی اسباببازی تار پرتابکنش همزمان به بازار میآید. بچهها این شخصیتهای فراانسانی و قهرمان را در تخیلات خود دوست دارند و این تمها هیچوقت قدیمی نمیشوند. باباسفنجی هم همینطور است و همیشه در صدر فروش است.»
روی قفسههای این مغازه حدود ۴۰ نوع تم چیده شده است؛ از بچه رئیس، سونیک، میشا و ماشا و مینیونها گرفته تا السا و آنا، دختر کفشدوزکی، باربی و اسب تکشاخ. فروشنده میگوید: «تم جدید کیپاپ این روزها کاملا جای لبوبو را گرفته و مشتری به محض ورود سراغش را میگیرد. قیمتش با تمی مثل باباسفنجی فرقی ندارد، چون هزینه چاپ روی کاغذ یکسان است، اما تفاوت در طراحی است.»
این فروشنده ادعای تولیدکنندهها مبنی بر عدم صرفه اقتصادی کاراکتر ایرانی را رد میکند: «به عنوان کسی که در بازار با مشتری مستقیم در ارتباطم میگویم که اگر کار جذابی تولید شود، حتما خانوادهها و بچهها رغبت میکنند و ترجیح میدهند تم ایرانی بخرند. مشکل از نبود شخصیت جذاب است.»
وضعیت بازیهای فکری چگونه است؟
در ادامه به بخش فروشگاههای بازیهای فکری میرسیم. از فروشنده میپرسم عمده کالاهایی که در مغازه شما فروش میروند ایرانی هستند یا خارجی؟ پاسخ میدهد: «عمده بازیها ایرانی است. بازی خارجی هم یک مدت آوردیم ولی استقبالی از آن نشد؛ چون هم قیمت بالا بود و هم بازیها ترجمه نشده بودند. دیدیم که بازیهای ایرانی بازخورد بهتری برای مشتری دارند و مشتری دنبال آنها میآید، برای همین دیگر کار ایرانی آوردیم.»
او درباره تغییر نگاه خانوادهها به این حوزه میگوید: «قبلا فقط کسانی که شناخت داشتند میآمدند، اما الان رفتهرفته خانوادهها دنبال بازی فکری میآیند. یعنی نظرشان تغییر کرده و به جای اسباببازی، میگویند بچههایمان بازی فکری کنند خیلی بهتر است تا اینکه با شمشیر، تفنگ و ماشین کنترلی ارتباط داشته باشند.»
وقتی میپرسم آیا بازی فکری مبتنی بر انیمیشنهای ایرانی داریم که بازخورد داشته باشند، میگوید: «نه، بازخوردی ندارند. آوردیم، وجود هم داشته، ولی محدود بوده.»
استقبال از بازی فکری به دنبال قطعی اینترنت
او درباره قیمتها و شرایط اقتصادی این صنف با صراحت از فضای بازار گله میکند و ادامه میدهد: «به نظر من به دنبال وقوع جنگ یک سوءاستفاده شکل گرفت. به واسطه آسیب به زیرساختها، مواد اولیه گران شد که بر قیمت تمامشده بازی هم اثر گذاشت، از طرفی چون در آن زمان اینترنت قطع شد و خانوادهها معمولا سرگرمی خاصی نداشتند به بازی فکری روی آوردند و فروش ما نسبت به قبل چندبرابر شد. تولیدکننده این بازخورد و استقبال را دید و وقتی وارد سال جدید شدیم، برخی سوءاستفاده زیادی در قیمتگذاری انجام دادند و جنسی را که شاید ۲۰ یا ۳۰ درصد گران شده بود ۱۰۰ درصد گران کردند! این کار شرایط را برای فروش سختتر کرده و عملا به مصرفکننده، پخشکننده و به همه ضربه میزند.»
از او میپرسم مشتریها در حال حاضر بیشتر سراغ چه جنس بازیهایی با چه سناریوهایی میآیند؟ آیا در کنار بازی «اسکویید گیم»، بازیهایی مثل «بازار تبریز» که کمتر شناختی از آن وجود دارد فروش میرود؟ فروشنده توضیح میدهد: «هر بازی مشتری خاص خودش را دارد. اینگونه نیست که بگویم مثلا فروش بازیهای جنایی بیشتر است؛ نه، بازیهای فان هم طرفدار خودشان را دارند، بازیهای مهرهای هم طرفدار دارند. اما درباره اینکه سناریو بازی مثلا بر اساس فرهنگ و هنر ایران باشد، نه؛ فرهنگسازی نکردهایم و استقبالی نمیشود.»
تاثیر تبلیغات بر فروش بازیها
او به قدرت رسانه در معرفی بازیها اشاره میکند و میگوید: «یک بازی مثل گیم آف ترونز را بر مبنای فیلمش خیلی خوب تبلیغ کردند، ولی بازیِ بازار تبریز را کجا تبلیغ کردهاند؟ در مقابل، مثلا در سریال پایتخت، بازیگرها آمدند و مونوپولی (روپولی) بازی کردند. از آنجا به بعد بود که مونوپولی مجدد پرفروش شد؛ دلیلش هم به نظرم همان محتوای بازی است که سرگرمکننده است؛ یعنی میتواند یک جمع را حدود ۴۰ دقیقه تا یک ساعت دور هم نگه دارد.»
هرکس زودتر کپی کند موفقتر است!
در نهایت، گفتوگو به واقعیتِ تولید این بازیها در داخل کشور میرسد؛ جایی که فروشنده دست روی یک حقیقت تلخ میگذارد و ادامه میدهد: «چیزی به اسم بازی رومیزی کاملا ایرانی نداریم! همه بازیهایمان کپی است. اصلا چیزی به اسم بازی ایرانی که در صنف بازی فکری جواب گرفته باشد، نداریم. همه نمونههای خارجی است که آوردهاند اینجا، کپی کردهاند، ترجمه کردهاند و دارند ارائه میدهند. حالا در این میان هرکسی زودتر این کار کپی را کرده باشد، آن را به پای خودش مینویسد و میگوید این جنس را من تولید کردهام.»
ساعت از ظهر گذشته و گرمای صالحآباد به اوج خود رسیده است. از بازار خارج میشویم، در حالی که تصویر روشنی از این بخش پرونده طراحی شخصیت در ذهنمان شکل گرفته است. بازار سرگرمی کودک در ایران، تشنه و دارای تقاضاست؛ خانوادهها مایل به خرید کارهای فکری و باکیفیت هستند و حتی پتانسیل پذیرش کاراکتر ایرانی را دارند. اما واقعیتِ صالحآباد فاش میکند که اجزای این چرخه درست کنار هم قرار نگرفتهاند؛ رسانه و انیمیشنساز کار خود را با موجهای کوتاهمدت چندماهه پیش میبرند، طراح گرافیک درگیر طرحهایی است که جذابیت لازم را ندارند و تولیدکننده داخلی در غیاب زیرساختهای نظارتی و حمایتی، کپیکاری آسان یا سوءاستفاده از نوسانات قیمت را به خلق یک برند پایدار بومی ترجیح میدهد. در این شرایط تا زمانی که این حلقههای از هم گسیخته تجاری، مالی و فرهنگی به هم چفت نشوند، ویترین صالحآباد پناهگاه امن قهرمانان وارداتی باقی خواهد ماند.
انتهای خبر/