سرمربی ایتالیایی تیم ملی والیبال اعتقادی به مربیان ایرانی ندارد و شاید اگر فدراسیون والیبال، پیاتزا را مجبور به استفاده از مربیان ایرانی نمیکرد او ۲ دستیار خارجی دیگر هم به کادرفنی تیم ملی اضافه میکرد.

نقش مبهم مربیان ایرانی در تیم ملی والیبال؛ پیاتزا فقط توتولو را قبول دارد
4 ارديبهشت 1405 ساعت 16:04
سرمربی ایتالیایی تیم ملی والیبال اعتقادی به مربیان ایرانی ندارد و شاید اگر فدراسیون والیبال، پیاتزا را مجبور به استفاده از مربیان ایرانی نمیکرد او ۲ دستیار خارجی دیگر هم به کادرفنی تیم ملی اضافه میکرد.
به گزارش کارآفرينان نيوز یک سال از حضور روبرتو پیاتزا روی نیمکت تیم ملی والیبال ایران میگذرد؛ مربی ایتالیاییای که انتظارات زیادی از او میرفت؛ اما سال گذشته نتوانست نتایج قابل توجی هم در لیگ ملتها و هم در قهرمانی جهان کسب کند.
پیاتزا سال گذشته دو دستیار ایرانی در کادر خود داشت. رضا تندروان و عبدالرضا علیزاده در شرایطی به عنوان دستیاران این مربی کار می کردند که کمترکسی انتظار داشت سرمربی تیم ملی هر دو آنها را کنار بگذارد. هر چند نقش این ۲ مربی ایرانی در تصمیمات فنی پیاتزا هرگز پررنگ و تعیینکننده نبود. در مقابل، توماس توتولو بهعنوان دستیار اول، عملاً نفر دوم واقعی کادر فنی بود؛ فردی که پیاتزا بیشترین اعتماد را به او داشت. این روند در طول فصل هم تغییری نکرد و در نهایت، دو مربی ایرانی از کادر کنار رفتند.

امسال هم تفاوت چندانی در این نگاه ایجاد نکرد. فدراسیون چهار گزینه ایرانی _رضا مومنیمقدم، رحمان محمدیزاد، علی فتاحی و عادل غلامی را معرفی کرد_ تا شاید نقش مربیان داخلی در کادر فنی پررنگتر شود. اما پیش از شروع اولین اردو، مومنیمقدم از حضور در کادرفنی تیم ملی انصراف داد و تعداد گزینهها به سه نفر رسید تا در نهایت دو نفر انتخاب شوند. با این حال، مسئله اصلی همچنان پابرجاست: پیاتزا اساساً چه نقشی برای مربیان ایرانی قائل است؟
برای پیاتزا، دستیار ایرانی بیشتر در نقش یک مترجم فنی تعریف میشود تا یک مربی. او ساختار فنی تیم را حول خودش و توتولو میچیند و سایرین بیشتر نقش انتقالدهنده دستوراتش را به بازیکنان دارند. این رویکرد، عملاً جایگاه مربی ایرانی را از یک مهره اثرگذار به یک نقش حاشیهای تقلیل میدهد. شاید اگر فدراسیون والیبال، پیاتزا را مجبور به استفاده از مربیان ایرانی نمیکرد او ۲ دستیار خارجی دیگر هم به کادرفنی تیم ملی اضافه میکرد.
البته این نگاه در والیبال ایران بیسابقه نیست و اکثر مربیان خارجی در گذشته هم چنین رویکردی داشتهاند. اما تداوم این روند، آن هم در شرایطی که مربیان ایرانی سالها تجربه کار در سطح ملی و باشگاهی را دارند، سوالبرانگیز است. اگر قرار باشد مربی ایرانی صرفاً نقش مترجم را ایفا کند، اساساً حضورش در کادر فنی چه توجیهی دارد؟
حالا بعد از یک سال، کارنامه پیاتزا فقط به نتایج داخل زمین محدود نمیشود. نوع تعامل او با مربیان ایرانی هم به بخشی از ارزیابی عملکردش تبدیل شده است. اینکه در ادامه مسیر تغییری در این نگاه ایجاد شود یا نه، مسئلهای است که میتواند تاثیر مستقیمی بر آینده فنی والیبال ایران داشته باشد.
کد مطلب: 10721