از زمان آغاز تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران در اسفندماه، جمهوری اسلامی بارها درباره خطر عملیات پرچم دروغین از سوی رژیم صهیونیستی هشدار داده است. ایران با استناد به شواهد اطلاعاتی و تجربیات تاریخی، تاکید دارد که اسرائیل ممکن است با ایجاد سناریوهای ساختگی، تنشها را در منطقه افزایش دهد و به دنبال جلب حمایت بینالمللی برای اقدامات خود باشد. این نگرانیها به ویژه در پیامهای مقامات ارشد ایرانی و بیانیههای دیپلماتیک آنها مطرح شده است.
به گزارش کارآفرينان نيوز از زمان آغاز تجاوز نظامی ایالات متحده و اسرائیل به ایران در نهم اسفندماه، جمهوری اسلامی ایران با استناد به تجربه تاریخی، به طور پیوسته و رسمی نسبت به تلاش رژیم صهیونیستی برای انجام عملیات پرچم دروغین هشدار داده و تأکید کرده که این احتمال وجود دارد که اسرائیل با تکیه بر سناریوهای ساختگی، راه را برای افزایش سطح تنش در منطقه و ورود بازیگران جدید هموار کند. هشداری که با استناد به شواهد اطلاعاتی متعدد، از سوی مقامات ارشد ایرانی به جامعه جهانی و نهادهای بینالمللی اعلام شده تا جلوی هرگونه ماجراجویی خطرناک گرفته شود.
اهمیت این موضوع برای جمهوری اسلامی ایران تا حدی است که آیتالله سیدمجتبی خامنهای، رهبر معظم انقلاب در بخش پایانی پیام نوروزی خود به آن پرداخته و عنوان کردند که «متذکر میشوم حملاتی که در ترکیه و عمان که هر دو با ما روابط مناسبی دارند، علیه بعضی از نقاط این کشورها صورت گرفته بههیچوجه از سوی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و سائر نیروهای جبهه مقاومت نبوده است، این حیلهای است که دشمن صهیونی با استفاده از ترفند پرچم دروغین برای ایجاد تفرقه بین جمهوری اسلامی و همسایگانش صورت میدهد و ممکن است در بعضی کشورهای دیگر هم اتفاق بیفتد»
سرهنگ دوم پاسدار ابراهیم ذوالفقاری، سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا (ص)، ۲۸ اسفندماه در پیامی اعلام کرد که «برابر اخبار دریافتی، رژیم صهیونیستی قصد حمله به زیرساختهای انرژی در منطقه از جمله تاسیسات آرامکو را دارد که سوابق شرارتهای رژیم برای متهم سازی ایران و ایجاد فتنه بین کشورهای منطقه مؤید این نیت پلید است.» وی تاکید کرد: «همانطور که قبلاً نیز اعلام کردیم، نیروهای مسلح ایران تمام زیرساختهای متعلق به آمریکا و رژیم صهیونیستی را مورد هدف قرار خواهند داد و مسئولیت آن را رسماً میپذیرد و اعلام مینماید.»
در جدیدترین مورد، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه صبح امروز با اشاره به موضعگیری دبیرکل ناتو در رد ادعای اخیر مقامات رژیم صهیونیستی درباره تهدید موشکی ایران برای اروپا، در حساب کاربری خود در شبکه ایکس نوشت: «اینکه حتی فردی مثل دبیرکل ناتو (که خود را بهخاطر اعمال فشار بر اعضای ناتو جهت حمایت از جنگ غیرقانونی آمریکا-اسرائیل علیه ایران بدنام کرده است) هم از تایید جدیدترین دروغ اسرائیلیها خودداری میکند، بسیار معنادار است: همه دنیا از شنیدن داستانسراییهای مبتنی بر پرچم دروغین، به ستوه آمده است».
سخنان بقائی پس از آن بیان شد که در دو روز گذشته مقامات اسرائیلی با طرح ادعای رهگیری موشک ایرانی به سمت پایگاه نظامی انگلیس در دیه گو گارسیا، برنامه موشکی ایران را خطری برای قاره اروپا معرفی کرده بودند اما دبیر کل ناتو، صراحتا این ادعای مقامات رژیم صهیونیستی را مردود دانسته است.
«کر استارمر» نخست وزیر انگلیس نیز امروز دوشنبه 3 فروردین در پاسخ به سوالی درباره ادعای حمله موشکی ایران به پایگاه دیهگو گارسیا در قبرس گفت که «دولت این کشور هیچ مدرکی مبنی بر هدف قرار گرفتن بریتانیا توسط ایران نمیبیند.»
بنابر گزارش شبکه بیبیسی، استارمر به خبرنگاران گفت: «ما همیشه ارزیابیهایی را انجام میدهیم تا امنیت خود را حفظ کنیم و هیچ ارزیابی وجود ندارد که ما به این شکل هدف قرار گرفته باشیم.»
بقائی پیشتر نیز در واکنش به اذعان مقامات بحرینی مبنی بر اینکه انفجار صورت گرفته در یک منطقه مسکونی در بحرین در روز ۹ مارس ۲۰۲۶ ناشی از اصابت موشک پاتریوت آمریکایی بوده است، در شبکه ایکس نوشت: «نمونه دیگری از عملیات پرچم دروغین برای بدنام کردن ایران و تحریک همسایگانش افشا شد. برخلاف ادعای سنتکام که پهپاد ایرانی را عامل انفجار در منطقه مسکونی ستره بحرین در تاریخ ۹ مارس اعلام کرده بود، اکنون مشخص شده که این انفجار ناشی از اصابت موشک پاتریوت آمریکایی بوده است.»
لازم به ذکر است بر خلاف ادعای اولیه بحرین و آمریکا که انفجار فوق را ناشی از حمله یک پهپاد ایرانی عنوان کرده بودند، خبرگزاری رویترز با استناد به تحلیلی که توسط محققان دانشگاهی انجام شده، گزارش داد که موشک «پاتریوت» آمریکا عامل این انفجار بوده و سخنگوی دولت بحرین نیز بر این امر اذعان کرده است.
سخنگوی دستگاه دیپلماسی همچنین در واکنش به گزارش شبکه تلوزیونی ABC آمریکا مبنی بر «احتمال حمله پهپادی ایران به سواحل غربی آمریکا» در حساب کاربری خود در شبکه ایکس نوشت: «نکند که این گزارش مقدمهای بر یک حادثه پرچم دروغین باشد؟ آنها به اندازه کافی پهپادهای ایرانی را کپیبرداری کردهاند!»
اسرائیل و عملیات پرچم دروغین
عملیات پرچم دروغین به اقداماتی گفته میشود که توسط نهادهای نظامی، اطلاعاتی یا سیاسی یک کشور یا گروه انجام میشود، اما بهگونهای صحنهسازی میشود که انگار گروه یا کشور دیگری مسئول آن است. هدف اصلی این عملیات معمولاً پنهان کردن هویت واقعی عاملان، بدنام کردن طرف مقابل، ایجاد بهانه برای حمله، جنگ یا سرکوب داخلی و گاهی جلب همدردی عمومی است.
این اصطلاح ریشه در قرن شانزدهم میلادی و جنگهای دریایی دارد؛ در آن زمان کشتیهای دزدان دریایی یا نیروی دریایی یک کشور، پرچم یک کشور بیطرف یا حتی دشمن را برمیافراشتند تا بدون ایجاد هشدار نزدیک شوند و سپس پرچم واقعی خود را نشان داده و حمله میکردند. بعدها این مفهوم به هر نوع فریب و صحنهسازی سیاسی-نظامی گسترش یافت.
در تاریخ نمونههای متعددی از چنین عملیاتهایی ثبت شده است. برای مثال در سال ۱۹۳۹ نیروهای اساس نازی با لباس و تجهیزات نظامی لهستانی به یک ایستگاه رادیویی آلمانی در مرز حمله کردند، پیامهای ضدآلمانی پخش کردند و جسدی را به عنوان فرد کشتهشده جا گذاشتند تا این واقعه را به لهستان نسبت دهند و بهانهای برای حمله به این کشور و آغاز جنگ جهانی دوم فراهم کنند یا در سال ۱۹۳۱ افسران ارتش ژاپن بخشی از راهآهن تحت کنترل خودشان در منچوری را منفجر کردند و آن را به نیروهای چینی نسبت دادند؛ این حادثه بهانهای شد برای اشغال کامل منچوری و ایجاد دولت دستنشاندهای به نام مانچوکو شد.
رژیم جعلی اسرائیل البته سابقه به مراتب بیشتری از تمامی کشورهای جهان در این حوزه دارد؛ یکی از شناختهشدهترین نمونهها عملیات سوزانا یا ماجرای لاوون (Lavon Affair) در سال ۱۹۵۴ است. در این عملیات مخفی، عوامل اسرائیلی (عمدتاً یهودیان مصری استخدامشده توسط واحد اطلاعات نظامی اسرائیل) بمبگذاریهایی را در اماکن متعلق به آمریکاییها، بریتانیاییها و مصریها (مانند کتابخانههای آمریکایی، سینماها و اداره پست) در قاهره و اسکندریه انجام دادند. هدف این بود که حملات به گردن مخالفان ناصر (مانند اخوانالمسلمین یا کمونیستها) انداخته شود تا ناامنی ایجاد گردد و بریتانیا را وادار به نگه داشتن نیروهای خود در منطقه کانال سوئز کند. عملیات لو رفت، تعدادی از عاملان دستگیر و اعدام شدند و این رسوایی باعث استعفای وزیر دفاع وقت اسرائیل، پینحاس لاوون شد. اسرائیل ابتدا انکار کرد اما بعدها عملاً وجود عملیات را پذیرفت.
مورد دیگر که گاهی در این فهرست آورده میشود، بمبگذاری هتل پادشاه داوود (King David Hotel) در سال ۱۹۴۶ توسط گروه ایرگون به رهبری مناخم بگین است. این حمله که ۹۱ کشته عمدتاً بریتانیایی، عرب و یهودی برجای گذاشت، برای اخراج بریتانیا از فلسطین انجام شد. برخی منابع ادعا میکنند که هشدار قبلی به هتل داده شده بود اما بهطور مؤثر عمل نکرد و بعداً سعی شد مسئولیت به سمت اعراب منحرف شود؛ هرچند این مورد بیشتر بهعنوان عملیات تروریستی آشکار شناخته میشود و نه پرچم دروغین کلاسیک شناخته میشود.
حمله به یواساس لیبرتی در ۸ ژوئن ۱۹۶۷ در جریان جنگ ششروزه نیز بارها بهعنوان نمونهای از عملیات پرچم دروغین مطرح شده است. کشتی جاسوسی آمریکایی در آبهای بینالمللی توسط هواپیماها و قایقهای موشکی اسرائیل مورد حمله قرار گرفت؛ ۳۴ نفر کشته و بیش از ۱۷۰ نفر زخمی شدند. اسرائیل آن را «اشتباه شناسایی» نامید و عذرخواهی کرد، اما بسیاری از تحلیلگران، بازماندگان و برخی مقامات آمریکایی معتقدند حمله عمدی بود تا مانع شنود ارتباطات اسرائیل شود یا بهانهای برای دخالت آمریکا علیه مصر ایجاد کند. تحقیقات رسمی آمریکا و اسرائیل آن را حادثه اعلام کردند، اما این پرونده همچنان محل مناقشه شدید است.
در برخی روایتهای غیررسمی، مواردی مانند بمبگذاریهای بغداد در اوایل دهه ۱۹۵۰ برای تشویق یهودیان عراقی به مهاجرت به اسرائیل و یا ادعاهای مربوط به کشتار صبرا و شتیلا (۱۹۸۲) و نسبت دادن آن به نیروهای فالانژ مسیحی لبنانی در حالی که ارتش اسرائیل نظارت داشت، نیز بهعنوان نمونههایی از عملیات فریب یا پرچم دروغین ذکر میشوند؛ هرچند این موارد معمولاً در اسناد رسمی یا تحقیقات بیطرف بهعنوان پرچم دروغین کلاسیک طبقهبندی نمیشوند.
همچنین در همین چهارچوب در روزهای اخیر بار دیگر سخنان یوسی مزراحی، خاخام اسرائیلی-آمریکایی مورد توجه رسانهها و افکار عمومی قرار گرفته است که در یک سخنرانی در سال ٢٠٢۴ به زبان عبری گفته بود: «اگر دست من بود مسجد الاقصی را بمباران میکردم و اعلام میکردم که موشکی از ایران آن را زده است تا بین اعراب و ایرانیها درگیری ایجاد شود. این میتوانست معجزهای باشد و راه را برای ساخت معبد سوم باز کند.»
چرا عملیات پرچم دروغین؟
به گفته کارشناسان، مشروعیتبخشی به گسترش دامنه جنگ یکی از اصلیترین اهداف عملیات پرچم دروغین است. با ایجاد یک تهدید ساختگی مانند ادعای اینکه موشکهای ایران به اروپا میرسند، اسرائیل تلاش میکند تا با نمایش خود به عنوان «قربانی» یا «مدافع غرب»، اقدامات تهاجمی خود علیه ایران را در چارچوب دفاع مشروع و لازم جلوه دهد. اگر ایران به عنوان تهدیدی برای کل اروپا معرفی شود، مقابله با آن در نظر افکار عمومی جهانی توجیهپذیرتر میشود.
همزمان اسرائیل تمایل دارد مناقشه خود با ایران را به یک پرونده بینالمللی و غربی تبدیل کند. با مطرح کردن تهدید موشکی ایران علیه اروپا، اسرائیل میخواهد ناتو و کشورهای اروپایی را وادار کند که احساس خطر کنند و در خط مقدم مقابله با ایران قرار گیرند. این کار باعث میشود اسرائیل تنها نماند و هزینههای سیاسی و نظامی مقابله با ایران را بر دوش متحدان غربی خود بیندازد.
از سوی دیگر همانطور که سخنگوی وزارت امور خارجه به «جنگ غیرقانونی» اشاره کرد، اسرائیل در غزه و منطقه در وضعیت دشواری قرار دارد. تهدیدسازی از ایران و عملیاتهای پرچم دروغین، ابزاری برای انحراف افکار عمومی جهان از جنایات جنگی و فشارهای حقوق بشری علیه اسرائیل خواهد بود.
فشار برای تحریمهای بیشتر و افزایش سیاست فشار حداکثری یکی دیگر از اهداف اسرائیل و آمریکا از پیشبرد عملیات پرچم دروغین است. طبیتا زمانی که یک تهدید بزرگ مانند تهدید موشکی علیه اروپا ساخته میشود، دیپلماسی اسرائیل میتواند از آن برای ایجاد ترس مصنوعی و فشار به اروپا استفاده کند تا تحریمهای سختتری علیه برنامه موشکی یا هستهای ایران وضع کند.
شکست محاسبه های اولیه امریکا و اسرائیل
ایالات متحده و اسرائیل در محاسبات اولیه خود برای ورود به جنگ با ایران دچار اشتباه محاسباتی جدی شدند. آنها تصور میکردند که با حملات گسترده هوایی و موشکی و به شهادت رساندن رهبر معظم انقلاب اسلامی و جمعی از فرماندهان ارشد نظامی در ساعت نخست تجاوز، میتوانند به سرعت توان نظامی و هستهای ایران را فلج کنند و درگیری را محدود و کوتاهمدت نگه دارند.
این در حالی است که توان راهبردی و نظامی ایران بسیار فراتر از برآوردهای آنها عمل کرد. ایران نه تنها مقاومت قابل توجهی نشان داد بلکه با پرتاب موشکهای جدید با قابلیتهایی که پیش از این از سوی تسلیحات ایرانی مشاهده نشده بود و هدف قرار دادن پایگاههای مشترک آمریکا و متحدانش در منطقه، نشان داد که توانایی گسترش دامنه درگیری را براساس هشداری که پیش از این بارها بیان کرده بود، دارد و فرضیات اولیه درباره محدودیت برد و قدرت پاسخدهیاش نادرست بوده است.
طبق گزارش بلومبرگ، ایران در روزهای ابتدایی درگیریها رادار کلیدی سامانه دفاع موشکی تاد (THAAD) آمریکا به ارزش ۳۰۰ میلیون دلار در پایگاه هوایی موفقالسلطی اردن را منهدم کرده است که این اقدام مشکلات جدی در شبکه دفاع موشکی خلیج فارس ایجاد کرده و توانایی مقابله با حملات آینده را تضعیف کرده است. شبکه سیانان با استناد به تصاویر ماهوارهای تأیید کرد که رادار AN/TPY-2 و تجهیزات پشتیبانی آن نابود شده و وال استریت ژورنال نیز نوشت که ایران با هدف قرار دادن این رادارها، قابلیت ردیابی تهدیدات ورودی برای آمریکا و متحدانش را مختل کرده است.
خبرگزاری آناتولی نیز گزارش داد که حداقل ۱۲ سامانه راداری و ترمینالهای ماهوارهای آمریکا و متحدانش (شامل اردن، امارات، قطر و عربستان) توسط ایران هدف قرار گرفته و خسارتی به ارزش بیش از ۳ میلیارد دلار وارد شده که این امر مشکلات گستردهای برای پدافند این دو متجاوز ایجاد کرده است.
همچنین یورونیوز بر اساس دادههای راداری ماهوارهای اعلام کرد که موشکهای ایران مستقیماً به پنج پایگاه نظامی اسرائیل از جمله پایگاه نیروی هوایی و مرکز جمعآوری اطلاعات اصابت کرده و پیامدهای گزارشنشدهای برای سامانههای پدافندی این رژیم به بار آورده است.
علیرغم ادعاهای رئیسجمهور آمریکا مبنی بر اینکه جنگ تقریباً به پایان رسیده و اهداف اصلی مانند نابودی نیروی دریایی و موشکی ایران محقق شده است، واقعیت میدانی کاملاً متفاوت است. حملات دفاعی ایران به اسرائیل و پایگاههای منطقهای همچنان ادامه دارد، تنگه هرمز همچنان تحت کنترل هوشمند قرار دارد و آنچه خلأ قدرت در ایران نامیده میشد رخ نداده است. این وضعیت نشان میدهد که محاسبات اولیه آمریکا و اسرائیل درباره سرعت پیروزی و کنترل دامنه جنگ به طور کامل ناکام مانده است.
انتهای خبر/